برگردان به زبان ساده
آرام نگاهت ز دل سنگ گرفته است
لعل تو خراج از می گلرنگ گرفته است
هوش مصنوعی: نگاه آرامت قلب سخت مرا نرم کرده و وجود تو مانند سنگی قیمتی، بهایش از همخوانی با گلهای رنگی گرفته شده است.
خون بسکه به یاد رخش از دیده فشاندیم
از گریه ما لاله به خون رنگ گرفته است
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی رخش، چنان از گریه اشک ریختیم که گل لاله نیز از این اندوه رنگین شده است.
در سینهام ای گل ننماید به جز از داغ
نقشی است که در کوی تو از سنگ گرفته است
هوش مصنوعی: در دل من، ای گل، هیچ چیزی جز غم و درد نمینماند؛ این نشانی است از داغی که در کوی تو از سنگها بر جا مانده است.
از رشک هلاکم که چرا از ره شوخی
آیینه به بر عکس تو را سنگ گرفته است
هوش مصنوعی: از حسادت من هلاک شدهام، چون از روی شوخی و به طرز ناخودآگاه، آیینه تصویر تو را معکوس کرده و سنگی به سمت تو پرتاب کرده است.
ننمود به دل عکس تو چونانکه تو هستی
پیداست که آیینه ما زنگ گرفته است
هوش مصنوعی: در دل من تصویری از تو نیست که نشان دهد تو چگونهای. واضح است که آینه وجود ما دچار کدورت و کثیفی شده است.
قانون دلم خوی ز بس کرده به افغان
تا چنگ زنی بر دلم آهنگ گرفته است
هوش مصنوعی: دل من به شدت آسیبدیده و متاثر است، بهطوریکه هر بار که صدای گریه یا نالهای میآید، احساس میکنم نواهایی درونم آغاز به نواختن میکنند.
قصاب شد آن وقت که بر سینه زنم چاک
بسیار دلم زین قفس تنگ گرفته است
هوش مصنوعی: زمانی که چاکهای زیاد بر سینهام را میزنم، آنگاه مثل قصابی میشوم. دلم به خاطر این قفس تنگ، به شدت در تنگناست.