برگردان به زبان ساده
مگر آن زمان به حال دل من رسیده باشی
که حدیث دردناکم ز کسی شنیده باشی
هوش مصنوعی: آیا زمانی به حال دلم توجه کردهای که داستان غمهایم را از دیگران شنیده باشی؟
شود آن زمان تسلی ز تو دل که بعد قتلم
ز جفا، کشانکشانم به زمین کشیده باشی
هوش مصنوعی: زمانی که بعد از مرگ من، زخمهای جفا و دردهایی که به خاطر تو دارم را به زمین بکشانی، آن زمان دل من کمی آرام خواهد گرفت.
ز خودی برآ چو مردان که غزال دلفریبش
به تو رام گردد آن دم که ز خود رمیده باشی
هوش مصنوعی: از خودت خارج شو و مانند مردان عمل کن، زیرا زمانی که از خود بیخود و رها شوی، آن دلفریب که مانند غزالی زیباست، به تو تسلیم خواهد شد.
ز شراب شوق وصلش شوی آگه آن زمانی
که تو هم به بزم از این می قدحی چشیده باشی
هوش مصنوعی: وقتی که در دنیای عشق و وصل او غرق شدهای، متوجه میشوی که این احساس شیرین و خوشایند را فقط زمانی درک میکنی که خودت نیز از لذت آن بچشی.
به سپهر سرفرازی رسی آن دمی چو بسمل
که به بال خاکساری به زمین طپیده باشی
هوش مصنوعی: وقتی به اوج و بلندی دست پیدا میکنی، آن لحظهای خواهد بود که مثل پرندهای مجروح به زمین افتاده باشی و با humility و خاکساری بر روی زمین استراحت کرده باشی.
ز نشاط اول افتی به زمین ز سستی پر
چو خدنگ اگر به بال دگری پریده باشی
هوش مصنوعی: از شوق و نشاط اولیه به زمین میافتی، همانطور که اگر پرندهای شروع به پرواز کند، ممکن است به تقلای خود دچار شود. اگر از روی سستی و بیحالی به زمین بیفتی، نشاندهنده این است که هنوز به اوج خود نرسیدهای.
اگرت هواست علوی چو خدنگ راست رو باش
که ز بس کجی مبادا چو کمان خمیده باشی
هوش مصنوعی: اگر آرزوی تو زندگی در راه علوی و پاک است، مانند تیر راست و مستقیم باش. مواظب باش که به خاطر انحرافات و کجیها، مثل یک کمان خمیده نشوی.
تو چو شمع در محبت شوی آن زمان توانا
که به پای ناتوانی سر خویش دیده باشی
هوش مصنوعی: زمانی که در عشق و محبت مانند شمع درخشانی، حقیقتاً قدرتمندی که بتوانی ناتوانی خود را تحمل کنی و خود را در شرایط سخت ببینی.
منگر به قدر قصاب که بیبها خریدی
تو قیاس بندهای کن که به زر خریده باشی
هوش مصنوعی: به مقدار و ارزش او نگاه نکن؛ مانند قصابی که کالا را بدون بها میخرد. بلکه خود را به گونهای در نظر بگیر که مانند بندهای باشی که با طلا خریده شده است.