برگردان به زبان ساده
در کعبه و بتخانه ز حسن تو صنم های
عشق آمده و ریخته دل بر سر هم های
هوش مصنوعی: در کعبه و معبد، زیبایی تو باعث شده که معشوقهای عشق گرد هم بیایند و دلها را برای تو قربانی کنند.
تا چند توان ریخت سرشک از مژه بر دل
فردا است که ویران شده این خانه ز نم های
هوش مصنوعی: چقدر میتوان اشک ریخت؟ دل فردا خراب شده و این خانه از رطوبت اشکها ویران گشته است.
بر خویشتن از شوق کنم پاره کفن را
گر بر سر خاکم نهی از لطف قدم های
هوش مصنوعی: از سر شوق، پارچهای از کفن را بر خود میافکنم، اگر با نیکی و محبت قدمهای خوشنیتم را بر خاک من بگذاری.
چون سبحه بگسسته فرو ریخته صد دل
تا زلف تو را شانه جدا کرد ز هم های
هوش مصنوعی: وقتی که زنجیرهی مروارید شکسته میشود، صد دل مثل مرواریدها به زمین میافتند، همانطور که وقتی زلف تو را از هم جدا میکنند.
زین عمر تماشای تو چون سیر توان کرد
فریاد از این خرج پر و مایه کم های
هوش مصنوعی: از این عمر، دیدن تو چه لذتی دارد که هیچ چیزی نمیتواند به اندازهی آن رضایتبخش باشد. افسوس که این احساس عمیق و پر ارزش، به اندازهی خرجی که برای آن میشود، نیست.
آشفتهتر از باد گذشتیم و نکردیم
در کوی تو خاکی به سر خویش ز غم های
هوش مصنوعی: ما با حالتی آشفته و پریشان گذر کردیم، اما در خیابان تو هیچ خاکی بر سر خود نریختیم و از دردهای خود شکایتی نکردیم.
از دیده نگه بر خم ابروش کن ای دل
زنهار مپرهیز از این تیغ دو دم های
هوش مصنوعی: ای دل، به حسن و زیبایی او نگاه کن و مراقب باش که از این خطرات و عواقب عشق بیپرهیز نباشی.
رخسار تو آسان نتوان دید از اندام
گردیده حیا پرده فانوس حرم های
هوش مصنوعی: چهرهی تو را به سادگی نمیتوان دید، زیرا اندامت به قدری زیباست که مانند پردهای حیا، نور و روشنی حرمها را میپوشاند.
قصاب بود نامه قتل تو حذر کن
ز آن خط که لبش کرده دگر تازه رقم های
هوش مصنوعی: قصاب با نامهای که خبر از قتل تو میدهد، حواست را جمع کن. از آن نوشتهای که لبش به تازگی برای گناهان جدیدی رقم خورده، دوری کن.