برگردان به زبان ساده
هرگز به کام دل ننشستیم روبهروی
یک لحظه با وصال تو ای ترک تند خوی
هوش مصنوعی: ما هرگز نتوانستیم به خواستههای قلبیمان برسیم، حتی برای یک لحظه که در کنار تو، ای دختر سختگیر، باشیم.
خضر آنقدر که داشت غم آب زندگی
داریم ما به شربت تیغ تو آرزوی
هوش مصنوعی: خضر، که نماد زندگی و جاودانگی است، به اندازهای که برای او دشواریهای زندگی و گودالهای سختی وجود داشت، ما نیز با درد و رنج خود روبرو هستیم. آرزوی ما نوشیدن شربتی است که با توانایی تو، حتی اگر تلخ باشد، همراه است.
بر چشم من خرام و زمانی قرار گیر
تا سروت آبخور شود از این کنار جوی
هوش مصنوعی: به نرمی بر چشم من راه برو و لحظهای در این مکان بایست تا زیباییات از کنار این جوی آب بهرهمند شود.
چون طفل کند فهم ز تکرار درس عشق
دائم فتاده پیش توام گریه در گلوی
هوش مصنوعی: هر بار که عشق را یاد میگیرم، مانند کودکی از تکرار آن به گریه میافتم، و همیشه در حضور تو هستم.
با تیغ کینه چون رسد آن شوخ از غضب
قصاب جان فدا کن و از وی متاب روی
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوقهی دلربا با کینه و خشم همچون تیری به سوی تو میآید، به خاطر عشق و جان خود، باید جان را فدای او کنی و از او روی برمتاب.