برگردان به زبان ساده
یاد ما هرگز نکردی یار هی
رفت کار از دست و دست از کار هی
هوش مصنوعی: تو هرگز به یاد ما نبودی، و در این میان، همه چیز از دستمان رفت و کارهایمان به هم ریخت.
چند سوزم ز آتش دل روز و شب
بیش از این طاقت ندارم یار هی
هوش مصنوعی: چند وقت است که به خاطر آتش عشق و اندوه، شب و روز در عذاب هستم و دیگر طاقت این همه درد را ندارم.
از غمت ای ترک آتشخو مرا
دیده گریان است و دل خونبار هی
هوش مصنوعی: ای ترک زیبا، از غم تو چشمانم پر از اشک است و دلم پر از درد و خون.
چند نالم همچو بلبل در فراق
روی بنمای ای گل بیخار هی
هوش مصنوعی: چند بار باید مانند بلبل در غم دوری تو ناله کنم؟ ای گل بیخار، لطفا حضور خود را به من نشان بده.
شرح هجران چون بیان سازم که نیست
در زبانم قوّت گفتار هی
هوش مصنوعی: شرح دوری و فراق را چطور بیان کنم که در زبانم توان و قدرت سخن گفتن نیست.
هرچه گفتی محض باطل بوده است
شرم کن قصاب از این گفتار هی
هوش مصنوعی: هرچه که گفتی، فقط دروغ بوده است؛ باید از این حرفهایت خجالت بکشی، مانند قصابی که از کارش شرمنده است.