برگردان به زبان ساده
رخ نمودی عاشقم کردی گذشتی یار هی
مردم از درد جدایی رحمی ای دلدار هی
هوش مصنوعی: تو به من لبخند زدی و عاشق شدم، اما بیخبر از کنارم گذشتی. ای یار، مردم از درد جدایی، کاش کمی به حال من رحم کنی.
ای طبیب من چو انصاف است، بیرحمی چرا
میتوان یک بار آمد بر سر بیمار هی
هوش مصنوعی: ای پزشک من، اگر انصاف در کار است، چرا باید یک بار هم بر سر بیمار بیرحمی کنی؟
بعد مردن بر مزارم بگذر ای سرو روان
زندهام کن باز از یک جلوه رفتار هی
هوش مصنوعی: پس از مرگم بر سر مزار من بگذر و ای درخت زیبا، دوباره زندهام کن با یک جلوه از رفتار خودت.
میکنی بر رغم من با غیر الفت شرم دار
عاقبت خواهی پشیمان گشت از این کردار هی
هوش مصنوعی: تو با دیگری دوستی میکنی و من را نادیده میگیری، اما بدان که در نهایت از این رفتار خود پشیمان خواهی شد.
عزل و نصب حسن و خوبی پنج روزی بیش نیست
زود خواهی کرد از این کرده استغفار هی
هوش مصنوعی: عوض کردن و تعیین ارزشها و خوبیها فقط زمانی کوتاه و محدود است. اگر زودتر میخواهی از این کارها دست بکشی، بهتر است از اشتباهاتت عذرخواهی کنی.
آنچه با ما کرده در خوابی ز خویش آگه نهای
میشوی آخر از این خواب گران بیدار هی
هوش مصنوعی: آنچه که در زندگیمان برای ما پیش آمده، به خاطر ناآگاهی خودمان است. در نهایت از این خواب عمیق بیدار خواهیم شد و به حقیقت پی خواهیم برد.
گفتهات بیجا بود قصاب و کردارت خطا
داد از این گفتار و صد فریاد از این کردار هی
هوش مصنوعی: گفتن تو نادرست بود و رفتارت اشتباه. به خاطر این گفته، صدای فریاد از این عمل تو بلند شده است.