برگردان به زبان ساده
آنکه رخ بنمود و روشن ساخت جان در تن تویی
آنکه آتش زد به من چون برق در خرمن تویی
هوش مصنوعی: کسی که با چهرهاش روشنی و جان بخشی را به تو نشان داد، همان کسی است که مانند صاعقه به دل من آسیب زد و آتشین شد.
آنکه اندر یک تبسم کرد جان در تن تویی
آنکه جان بگرفت از یک زهر چشم از من تویی
هوش مصنوعی: آن کس که با یک لبخند به زندگی و روح تو جان میبخشد، تو هستی. و آنکه جانم را از یک نگاه زهرآلود خود میگیرد، باز هم تو هستی.
شعلههای آه جانسوز از که میپرسی که چیست
آنکه زد بر آتش بیچارگان دامن تویی
هوش مصنوعی: شعلههای سوزان و دردآور را از چه کسی سوال میکنی که آنچه موجب آتشسوزی دلهای درمانده شده، خود تو هستی.
ای نسیم کوی یار این سرگرانی تا به کی
میرساند آنکه بر ما بوی پیراهن تویی
هوش مصنوعی: ای نسیم خوشبختی که به سمت محل محبوبم میوزی، این بیقراری و حسرت تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا آن کسی که بر ما بوی پیراهن تو را میآورد به ما خواهد رسید؟
جلوه کن در باغ تا گیرند گلها از تو رنگ
چون جمالآرا و زینتبخش این گلشن تویی
هوش مصنوعی: در باغ ظاهر شو تا گلها از زیبایی تو رنگ بگیرند، چرا که تو مانند یک زیباییآرا و زینتبخش این باغ هستی.
میرساند آنکه در عالم برای پرورش
مور اعمی را ز احسان بر سر خرمن تویی
هوش مصنوعی: کسی که در این دنیا به رشد و پرورش موجودات ناتوان میپردازد، در واقع از خیر و برکت تو بهرهمند میشود.
در حریم عاشقان دوست جای غیر نیست
آنکه چون مهر تو در دل میکند مسکن تویی
هوش مصنوعی: در دل عاشقان، جایی برای دیگران وجود ندارد. آنکه مانند عشق تو در دل زندگی میکند، تویی که در آنجا سکونت داری.
چشم آمرزش به درگاه تو دارم روز و شب
میتواند آنکه بخشاید گناه من تویی
هوش مصنوعی: من همیشه چشم به درگاه تو دارم و از تو طلب بخشش میکنم، چرا که تنها تو میتوانی گناهان مرا ببخشی.
میتوانی پرتوی قصاب را در دل فکند
آنکه شمع مهر و مه را میکند روشن تویی
هوش مصنوعی: کسی که میتواند عشق و محبت را در دل دیگران زنده کند، توانایی این را دارد که حتی حسادت و رقابت را دور کند و فضا را شاداب کند. تو همان کسی هستی که نور عشق و محبت را در زندگی دیگران میافروزی.