برگردان به زبان ساده
تا کی فراقنامهات انشا کند کسی
صد صفحه را به خون دل املا کند کسی
هوش مصنوعی: هرگز نمیدانیم که چطور کسی با درد و دلتنگی خود میتواند نامهای به یاد تو بنویسد و با احساساتش آن را پر کند. این کار به تلاشی سخت و پر از احساس نیاز دارد که تنها با دل شکسته ممکن است.
ریزم به دیده چند ز دل خون محض را
تا کی ز کوزه آب به دریا کند کسی
هوش مصنوعی: چقدر ممکن است که کسی بتواند درد و رنج عمیق دل را با چند قطره اشک بیان کند؟ مانند این است که بخواهد با یک کوزه، آب دریا را منتقل کند.
حاصل برای عبرت این روزگار نیست
این دیده را ز بهر چه بینا کند کسی
هوش مصنوعی: این روزگار چیزی ندارد که بخواهیم عبرت بگیریم. پس چرا کسی باید چشمش را به چیزی بینا کند؟
دنیا است هیچ و هرچه درو هست جمله پوچ
از بهر هیچ و پوچ چه غوغا کند کسی
هوش مصنوعی: دنیا در اصل چیزی ندارد و هر آنچه در آن وجود دارد، بیارزش و بیمعناست. چه نیازی به جنجال و هیاهو در این چیزهای بیاعتبار است؟
این خانه را چو وقف بر اولاد کردهاند
با این برادران ز چه دعوا کند کسی
هوش مصنوعی: این خانه را به خاطر فرزندان وقف کردهاند، پس چرا کسی باید با این برادران دعوا کند؟
چیزی به کس نداد که نگرفت باز از او
دیگر از این جهان چه تمنا کند کسی
هوش مصنوعی: هیچ کس چیزی به کسی نمیدهد که بعدها از او پس بگیرد. پس دیگر از این دنیا چه چیزی را میتوان خواست؟
طفلان به ما مضایقه از سنگ میکنند
خود را دگر برای چه رسوا کند کسی
هوش مصنوعی: کودکان به ما سنگ پرتاب میکنند، اما چرا کسی باید خود را در معرض رسوایی قرار دهد؟
گردیده صبح پنبه گوش نه آسمان
تا چند آه و ناله بیجا کند کسی
هوش مصنوعی: صبح فرا رسیده و دیگر زمان مناسبی برای گله و ناله نیست. آسمان نیز به مانند پنبه در گوشش خاموشی را پذیرفته و دیگر فایدهای در آه و فریاد نیست.
از مغز خشگ، چربزبان بهرهای نبرد
در دیگ چوب بهر چه حلوا کند کسی
هوش مصنوعی: از چوب خشک، به هیچوجه نمیتوان انتظار نرمزبانی و چربزبان بودن داشت؛ پس چگونه میتوان از آن انتظار داشت که در دیگ چوبی حلوایی تهیه کند؟
قصاب هرکه هست فرو مانده خود است
طومار شکوه پیش چه کس وا کند کسی
هوش مصنوعی: قصاب هر که باشد، خود در وانفسا و درماندگی است و کسی نیست که آغاز داستان شکایت و نالهاش را به گوش دیگران برساند.