برگردان به زبان ساده
تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسی
خون را به جای باده به مینا کند کسی
هوش مصنوعی: تا کی باید در مجالس شادی، غم تو را پنهان کرد و کسی بجای نوشیدنی خوشمزه، خون دلش را در مینا بریزد؟
ابروت میبرد دل و حاشا است کار او
با کج حسابِ عشق، چه سودا کند کسی
هوش مصنوعی: ابرویت دل را از من میبرد، اما چه جای تعجب است که او با حساب و کتاب معشوقهای که چنین نگاهی دارد، چه بُعدی میتواند داشته باشد؟
تا مرغ دل پرید گرفتار دام شد
صیاد کی گذاشت که پر، وا کند کسی
هوش مصنوعی: وقتی که دل آدم شیرین و آزاد شود، به دام مشکلات میافتد. صیاد یا کسی که در پی شکار است، اجازه نمیدهد که او به راحتی از این وضعیت رهایی یابد.
دنیا و آخرت به نگاهی فروختم
سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت را به معاملهای دادهام که چنان لذتی دارد که کاش کسی بتواند همه را یکجا به دست آورد.
ای شاخ گل به هر طرفی میل میکنی
ترسم درازدستی بیجا کند کسی
هوش مصنوعی: ای گل زیبای من، تو هر طرفی را نگاه میکنی و من نگرانم که مبادا کسی بیدلیل به تو آسیب بزند.
نشکفت غنچهای که به باد فنا نرفت
در این چمن چگونه دلی وا کند کسی
هوش مصنوعی: در این گلستان، هیچ غنچهای باز نشده که به باد فنا نرود، پس چگونه میتواند کسی دلش را باز کند؟
خوش گلشنی است حیف که گلچین روزگار
فرصت نمیدهد که تماشا کند کسی
هوش مصنوعی: این جهان پر از زیبایی و گلهای دلنواز است، اما افسوس که زمان به کسی فرصت نمیدهد تا از آن لذت ببرد و آنها را به خوبی ببیند.
هرگز کسی به درد کسی وا نمیرسد
خود را عبث عبث به که رسوا کند کسی
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به دیگری کمک کند و درد او را درک کند، بنابراین چرا باید خود را بیهدف و بیهوده در معرض رسوایی قرار داد؟
عمر عزیز خود منما صرف ناکسان
حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی
هوش مصنوعی: عمر باارزش خود را برای افراد بیارزش هدر نکن. چه بس که طلا را برای چیزهای بیاهمیت خرج کند کسی.
دندان که در دهان نبود، خنده بدنما است
دکّان بی متاع چرا وا کند کسی
هوش مصنوعی: اگر دندان نداشته باشی، خندهات به نظر خندهدار و زشت میآید. چرا کسی باید دکانی را که چیزی در آن ندارد، باز کند؟
بر روضههای خلد قدم میتوان گذاشت
قصاب اگر زیارت دلها کند کسی
هوش مصنوعی: اگر قصابی قلبها را زیارت کند، میتوان بر باغهای بهشت گام نهاد.