برگردان به زبان ساده
ای شبچراغ دلها صهباست در پیاله
یا عکس روی ماهت پیداست در پیاله
هوش مصنوعی: شما مانند چراغی در دلها میدرخشید و درون پیاله، یا حالتی شاداب و رنگین وجود دارد، یا تصویر روی ماه شما نمایان است.
کیفیتی ز چشمت شد در شراب داخل
یا آنکه دختر رز تنهاست در پیاله
هوش مصنوعی: نگاهی که از چشمانت نشأت گرفته، به نوعی در شراب یا مهمانی قرار گرفته است، یا شاید اینکه دختر زیبای کمیاب مثل گل سرخ تنهاست در یک لیوان.
افتاده چون نگاهت در جام باده کافی است
دیگر شراب کردن بیجاست در پیاله
هوش مصنوعی: نگاه تو مانند نوری در دل جام شراب است و همین کافی است؛ دیگر نیازی نیست به دنبال پر کردن پیاله و نوشیدن شراب باشی.
ساغر ز عکس رویت جام جهاننما شد
رمزی که بود پنهان پیداست در پیاله
هوش مصنوعی: جامی که در دست دارم به خاطر تصویر زیبای تو به بادهای تبدیل شده است. رازی که پنهان بود، اکنون در این پیاله آشکار شده است.
حضار مجلست را تعظیم توست واجب
از سجده صراحی رسواست در پیاله
هوش مصنوعی: در جمعی که حضور دارید، تحسین و احترام شما بر همه فرض است، چون در این مجلس، خودنمایی و تظاهر به شراب نوشی نه تنها ناپسند است بلکه نشانهای از رسوایی به شمار میرود.
گفتی که چیست در جام جز جان و دل چه دارم
ساقی فدای جانت اینهاست در پیاله
هوش مصنوعی: گفتی در جام چه چیزی جز جان و دل دارم. ای ساقی، جانت را فدای این میکنم، زیرا اینها همان چیزهایی هستند که در پیاله وجود دارد.
گل گل شکفت حسنت از تاب گرمی می
در گلستانم امشب گلهاست در پیاله
هوش مصنوعی: در شب دلپذیری که گلابی از زیباییهای تو در باغ شکفته شده، گلها همچون می sparkling در پیاله به سراغم آمدهاند.
تا عکس شمع رویش افتاده است در جام
پروانگیش قصاب از ماست در پیاله
هوش مصنوعی: تا زمانی که تصویر نورانی او بر روی شراب پروانهها افتاده است، قصاب به خاطر ما در پیالهاش مشغول است.