برگردان به زبان ساده
کی جز لبش به جای دگر میبرم پناه
مور خطم به تنگ شکر میبرم پناه
هوش مصنوعی: تنها به لبان او پناه میبرم و در کنار آنها به آرامش میرسم؛ همچون مورچهای که در تنگی شکر به سر میبرد و از آنجا به پناه میآید.
امشب به رنگ شمع به یاد جمال دوست
میسوزم و به آه سحر میبرم پناه
هوش مصنوعی: امشب به یاد زیبایی محبوبم مانند شمع میسوزم و در آغوش درد و تنهایی صبحگاهان به آرامش میرسم.
صد بار اگر به جور برانی ز نزد خویش
بر درگه تو بار دگر میبرم پناه
هوش مصنوعی: اگر صد بار هم به ناحق من را از کنار خود برانی، باز هم به درگاه تو پناه میآورم.
ز اکسیر این جهان مس قلبم طلا نشد
بر کیمیای اهل نظر میبرم پناه
هوش مصنوعی: از اثرات جادویی این دنیا، قلب من تبدیل به طلا نشد. به دنبال کیمیای کسانی هستم که درک و بصیرت دارند تا به آنها پناه ببرم.
شاید که کسب نور نماید ز عارضش
بر آفتاب همچو قمر میبرم پناه
هوش مصنوعی: شاید چهرهاش به اندازهای درخشان باشد که حتی خورشید هم از او روشنایی بگیرد، مثل ماه که زیر نور آفتاب پناه میبرد.
سر میکشم ز جور حوادث به زیر بال
چون مرغ تیر خورده به پر میبرم پناه
هوش مصنوعی: من از سختیها و مشکلات زندگی به زیر بال حمایتام فرار میکنم؛ مانند پرندهای که تیر خورده و برای نجات خود به جایی پناه میبرد.
چون موجه سرشگ برون رفتم از نظر
از بحر درگذشته به بر میبرم پناه
هوش مصنوعی: وقتی اشکهایم مانند موج از چشمانم بیرون آمد، از نگاهها دور شدم و از عمق درد و غم گذشتهام، به آغوشی پناه میآورم.
کارم نشد ز درگه اهل مجاز راست
قصاب من به جای دگر میبرم پناه
هوش مصنوعی: من نتوانستم از اهل مجاز کمک بگیرم و به ناچار به قصابی دیگر پناه میبرم.