برگردان به زبان ساده
کی شود معلوم هر بیگانه شرح حال من
دیگری جز دوست آگه نیست از احوال من
هوش مصنوعی: هیچکس به جز دوست، از زندگی و حال و روز من آگاه نیست. وقتی که دیگران دربارهی من قضاوت میکنند، هیچکدام واقعیت را نمیدانند.
چون ز خویش آگه توانم گشت کز بخت سیاه
تار سازد خانه آیینه را تمثال من
هوش مصنوعی: وقتی از خودم خبر دار شوم، متوجه میشوم که تقدیر نخواهد گذاشت تا تصویر من در آینه به درستی و روشنی نمایان شود.
مرغ تصویرم مرا در دل غم پرواز نیست
روز اول بسته بر مویی مصوّر بال من
هوش مصنوعی: پرندهی تصویری من در دل غم نمیتواند پرواز کند، زیرا روز اول بر روی مویی که نقش و نگار دارد، بال من بسته شده است.
همچو داغ لاله از بیحاصلی در این چمن
مینماید تیره بختی در قبال آل من
هوش مصنوعی: چمن به خاطر بیحاصلی و بدبختی من، همچون داغ لالهای تیره به نظر میرسد.
با غم هجر تو شبهای جدایی راز دل
میکند اظهار بیایما زبان لال من
هوش مصنوعی: من در شبهای دوری تو با غم و اندوهی که دارم، بیآنکه بتوانم حرفی بزنم، به سادگی راز دل و احساساتم را بیان میکنم.
زاهدا برخیز تا قسمت کنیم اسباب عیش
حور جنّت از تو، درد و داغ جانان مال من
هوش مصنوعی: ای زاهد، برخیز تا با هم نعمتهای بهشت را تقسیم کنیم؛ آنچه را که تو از لذتها و زیباییها دارید، من تنها درد و غم عشق را دارم.
ز انتظار مقدمش قصاب در راه طلب
من شدم پامال صبر و صبر شد پامال من
هوش مصنوعی: به خاطر انتظار آمدن او، مانند کسی که در آرزوی محبوبش است، دیگر تحملم تمام شده و صبر من زیر پا رفته است.