برگردان به زبان ساده
خوش عشرتی است با دل دانا گریستن
بر کشت خویش در دل شبها گریستن
هوش مصنوعی: چقدر زیباست که با دل آگاه، در شبهای تار بر از دست رفتههای خود بگرییم.
بر حال خود به درگه او پیشبینیای است
امروز در مصیبت فردا گریستن
هوش مصنوعی: امروز، با توجه به وضعیت خود و به درگاه او، پیشبینیای دارم که در مصیبت آینده باعث گریهام میشود.
باید به پای سرو چمن با صد آرزو
رفتن به یاد آن قد رعنا گریستن
هوش مصنوعی: باید با صد آرزو به کنار سرو چمن برویم و به یاد آن قد زیبا گریه کنیم.
تو سرو جویباری و ما ابر نوبهار
از توست جلوه کردن و از ما گریستن
هوش مصنوعی: تو مانند درختی سرسبز و زیبا هستی که در کنار جویبار قرار داری و ما همچون ابرهای بهاری هستیم. این زیبایی و شکوه از تو نشأت میگیرد، و حال این که ما به خاطر آن زیبایی و شکوه، گریه میکنیم.
در مجلسی که جای کند در کف تو جام
خون باید از نشاط چو مینا گریستن
هوش مصنوعی: در مجلسی که تو میتوانی با دستت نوشیدنی بخوری، باید به خاطر شادی و نشاط به مانند پرنده مینا، اشک بریزی.
قصاب تنگنای قفسر سیر گوشهای است
تا کی توان به دامن صحرا گریستن
هوش مصنوعی: قصاب در یک محیط محدود و تنگ به دام افتاده، در گوشهای نشسته و به فکر گریختن به دامن طبیعت است، اما نمیداند تا کی میتواند در این وضعیت احساساتی باقی بماند و به دلتنگی ادامه دهد.