برگردان به زبان ساده
همان به دیده غباری که داشتم دارم
به خاک پای تو کاری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من هنوز هم همان گونه که در گذشته غبار زیر پایت را میدیدم، به تو احترام و ارادت دارم.
همان چو گرد در این وادی تمامخطر
قفای شاهسواری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: در این راه پرخطر، همانند گرد و غبار، به دنبال شاهسواری هستم که در گذشته داشتم و حالا نیز دارم.
چو سیل، سینه پرافعان و چهره خاکآلود
به کوه و دشت گذاری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: مثل سیل، سینهام پر از احساسات و چهرهام غمگین و خاکآلود است، در حالی که به کوه و دشت مینگرم و خاطراتی را که داشتم، هنوز دارم.
چهار فصل گذشت از دل و همان از داغ
گل همیشهبهاری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: چهار فصل گذشته، اما هنوز همان حس و درد را از گلی که همیشه در قلبم داشتم، احساس میکنم.
خراب شد تن من همچو نقطه پرگار
به گرد خویش حصاری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: بدن من مانند نقطهای از پرگار خراب شده است و دایرهای که دور خود داشتم، دیگر وجود ندارد.
شدم محیط و لب از آب تر نمیسازم
همان چو دجله کناری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من به دور خودم میچرخم و هرگز به دنبال ارزشی نمیروم، همانطور که دجلهای که در کنارش هستم، همان جایی که همیشه بودهام را دارم.
ز خواندن دل و جان میدهم دوسر تاوان
به خصم راه قماری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را از خواندن میدهم و حالا در برابر دشمن، دو برابر هزینه میپردازم به خاطر قمار بازی که در آن شرکت داشتهام.
دلی ز خون جگر چون پیاله لبریز
همان به دست نگاری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و درد است مانند پیالهای که لبریز شده. همین درد و غم را به دست کسی که همیشه دوستش داشتم، منتقل میکنم.
ز خال و ابروی او دست برنمیدارم
نظر به مهره و ماری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من هرگز از زیبایی و جذبه او دست نخواهم کشید، حتی اگر به چیزهای دیگری که در گذشته داشتم فکر کنم.
به سعی راست نشد کار دل مرا قصاب
ز خون دیده مداری که داشتم دارم
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش، نتوانستم به خواسته قلبیام برسم. ای قصاب، همانطور که خون دیدهام را فراموش نکن، چیزی که در گذشته داشتهام هنوز در درونم هست.