برگردان به زبان ساده
سوختم مهر یار را نازم
گرمی آن نگار را نازم
هوش مصنوعی: من در آتش عشق یار خود سوختم و از گرمی و زیبایی او لذت میبرم.
خار راهش ز گریهام شد سبز
فیض این نوبهار را نازم
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهایم، خارهایی که در مسیر او وجود داشت، اکنون به رنگ سبز درآمدهاند. بهار جدیدی که به وجود آمده را بسیار دوست دارم.
تا قیامت کشیده وعده وصل
طاقت انتظار را نازم
هوش مصنوعی: تا روز قیامت باید به انتظار وصال و دیدار محبوب بمانم و این انتظار را به خاطر زیبایی آن میستایم.
بردن نرد عشق جانبازی است
دو شش این قمار را نازم
هوش مصنوعی: عشق مانند یک بازی قمار است که در آن با جان خود بازی میکنیم، و من به خاطر این بازی دو شش را تحسین میکنم.
غم آفاق را به من دادند
رتبه و اعتبار را نازم
هوش مصنوعی: آنچه از دنیای وسیع به من دادند، مقام و ارزشی است که به آن افتخار میکنم.
کشتیام شد ز دیده طوفانی
دیده اشکبار را نازم
هوش مصنوعی: کشتی من زیر فشار طوفانی از اشک، به چشمانم ،زیبا و دلنشین است.
کرده ما را ز خود پریشانتر
سر زلف نگار را نازم
هوش مصنوعی: سر زلف معشوق، ما را از خود بیخبر و آشفته کرده است و من به آن زیبایی میبالم.
سنگ زیرین آسیا شدهام
گردش روزگار را نازم
هوش مصنوعی: در پی مشکلات و سختیهای زندگی، به وضعیتی رسیدهام که هیچ تأثیری از من باقی نمانده و فقط باید با تغییرات روزگار سازگار شوم.
ز پدر دارم ارث صحرا را
خانه بیحصار را نازم
هوش مصنوعی: من از پدرم ارثیهای دارم که شامل دشت و بیابان میشود، خانهای بدون دیوار. به این داشتن افتخار میکنم.
خون دل شد حواله قصاب
تا به حشر این قرار را نازم
هوش مصنوعی: دل پُر از غم و غصهام را به قصاب سپردم تا در قیامت این درد و رنج را به حسابش برسانم.