برگردان به زبان ساده
تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
آبی به پای آن بت فرزانه ریختیم
هوش مصنوعی: ما برای عشق و از خودگذشتگی خود، جان و دل را فدای معشوق کردیم و در راه او، بهترین چیزهایمان را نثار کردیم.
کردیم ظرف دیده لبالب ز خون دل
این باده را ز ظرف به پیمانه ریختیم
هوش مصنوعی: ما چشمانمان را از دلدرد پر کردیم و این شراب را از ظرف به پیمانه ریختیم.
دادیم جای مهر تو را در زمین دل
تخمی به خاک این ده ویرانه ریختیم
هوش مصنوعی: ما برای عشق تو در عمق قلبمان، مانند دانهای که در زمین ویرانی میکارند، حالتی از محبت و یاد تو را کاشتیم.
اندوه و داغ و درد و غم و آتش فراق
کردیم جمع و در دل دیوانه ریختیم
هوش مصنوعی: ما همهی غمها و دردها و آتش جدایی را در دل خود جمع کرده و به دیوانگی سپردهایم.
قصاب آب اشک ندامت نداشت سود
چندان که پیش محرم و بیگانه ریختیم
هوش مصنوعی: قصاب از شدت پشیمانی، اشک نریخت و متوجه نشد که چه اندازه به خود و دیگران آسیب رساندهایم.