برگردان به زبان ساده
به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
به داغ غمت گر نسازم چه سازم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاطر عشق تو جانم را از دست بدهم، چه میتوانم بکنم؟ و اگر با اندوه ناشی از محبت تو کنار نیایم، چه کار میتوانم انجام دهم؟
دل و دین و هستی شده سد راهم
گر این هر سه یکسر نبازم چه سازم
هوش مصنوعی: دل و ایمان و وجودم مانع پیشروی من شده است. اگر نتوانم بهطور کامل از این سه چیز گذر کنم، چه کار میتوانم انجام دهم؟
برآورده تیغی که خونم بریزد
بر آن دست و خنجر ننازم چه سازم
هوش مصنوعی: تیغی را به ا دست میآورم که خون من بر آن بریزد. حالا باید ببینم با دست و خنجری که به آن افتخار نمیکنم، چه کار میتوانم بکنم.
به من بسته ره خصم بیرحم اگر جان
در این کهنه ششدر نبازم چه سازم
هوش مصنوعی: اگر دشمن بیرحم مرا در این دنیای تیره و تار به دام انداخته و دلم را به درد آورده باشد، چه کار میتوانم بکنم جز اینکه جانم را در این شرایط از دست ندهم؟
چو درمان قصاب درد تو باشد
به درد تو یکسر نسازم چه سازم
هوش مصنوعی: اگر درمان درد تو به دست قصاب باشد، من تمام مشکلات و دردهای خود را فراموش میکنم و فقط به درد تو توجه میکنم.