برگردان به زبان ساده
من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
ز هر جانب به مژگان بر زمین آب گهر ریزم
هوش مصنوعی: من درختی هستم که در زمان برداشت میوه، از هر طرف با چشمانم اشکهای گوهر گونه را بر زمین میریزم.
به طوفان میدهم در یک نفس بنیاد عالم را
ز عشقت وای اگر سیلاب اشگ از چشم تر ریزم
هوش مصنوعی: من در یک لحظه طوفانی به راه میاندازم که میتواند بنیاد جهان را از عشق تو براندازد. وای بر من، اگر اشکهای سیلابی از چشمانم بریزد.
رسید آن تیر مژگان آنقدر ای ضعف مهلت ده
که من از جوی رگ آبی به پای نیشتر ریزم
هوش مصنوعی: تیر نازک مژهات به من رسید و ای کاش به من مهلت بدهی که بتوانم برای تو عشقی از قلبم به یادگار بگذارم.
نه پا دارم که بتوانم به گرد قامتش گردم
نه دستی کز فراق آن صنم خاکی به سر ریزم
هوش مصنوعی: من نه قدرتی دارم که دور او بچرخم، و نه دلی که از درد جداییاش غمخوری کنم.
من آن مرغ مصیبتدیده خاطر پریشانم
که گر از آشیان پرواز گیرم بال و پر ریزم
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای هستم که در پی غم و اندوهی بزرگ است و اگر از محل خود دور شوم، توان پرواز را از دست میدهم و از هم میپاشم.
در این مهمانسرا آن میزبانم کز سیهبختی
شود چون زهر اگر در کاسه مهمان شکر ریزم
هوش مصنوعی: در این مهمانسرا، من میزبان هستم، و جالب اینجاست که با بدشانسی، اگر من در ظرف مهمان شکر بریزم، باز هم مثل زهر میشود.
فلک کور است و من آهی غبارآلود میخواهم
که گرد توتیا در دیده این بیبصر ریزم
هوش مصنوعی: آسمان نابینا است و من میخواهم آهی غبارآلود داشته باشم تا گردی از توتیا را در چشمان این بی بینا بریزم.
ز خود هر قسم طرحی ریختم قصاب شد باطل
همان بهتر که من این طرح در خاک دگر ریزم
هوش مصنوعی: من به هر شکلی که خواستم، نقشهای برای زندگیام کشیدم، اما همه آنها به شکست انجامید. حالا بهتر است این نقشهها را کنار بگذارم و به جای آن، دوباره از نو شروع کنم.