برگردان به زبان ساده
ای شمع دلافروز به قربان تو گردم
ای آتش جانسوز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: ای شمعی که دلها را روشن میکنی، من برای تو جانم را فدای تو میکنم. ای آتش سوزان جان، من برای تو جانم را فدای تو میکنم.
از بسکه تو روز از شب و شب بهتری از روز
خواهم که شب و روز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: به خاطر تو میخواهم که شبها بهتر از روز باشند و روزها هم بهتر از شب، تا بتوانم برای تو جان خود را فدای کنم.
دیشب ز نگاهی مژهات زخم زد و دوخت
ای ناوک دلدوز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: دیشب با یک نگاه تو، مژهات به قلبم آسیب زد و مرا به یاد عشق و زیباییات انداخت. فدای تو میشوم.
از حرف کسان بیهده رنجیدهای از من
ای خوی بدآموز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: از شنیدن حرفهای بیمورد دیگران ناراحت شدهای، اما من به خاطر تو که ذات تو بدآموز است، فدای تو میشوم.
خوش تنگ کشیدی به بر آن خرمن گل را
ای جامه زردوز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: ای جامه زیبای زردوز، چقدر خوشحالم که با لباس نرمت، گلهای خرمن را به آغوش میکشی. من آمادهام که فدای تو شوم.
قصاب چو پروانه تو ای شوخ چو شمعی
ای شمع شبافروز به قربان تو گردم
هوش مصنوعی: ای شیرینزبان و زیبا، مانند شمعی که در تاریکی میدرخشد، چنان جذاب و فریبنده هستی که من مانند قصابی به دور تو میچرخم و آمادهام تا جانم را فدای زیباییات کنم.