برگردان به زبان ساده
نمیرفتم برون از جاده گر هشیار میبودم
به منزل میرسیدم گر شبی بیدار میبودم
هوش مصنوعی: اگر هشیار و هوشیار بودم، هرگز از مسیر خارج نمیشدم و اگر شب بیدار میماندم، به خانه میرسیدم.
درشتی پیکرم را زیر دست کوهکن دارد
نمیخوردم بر اعضا تیشه گر هموار میبودم
هوش مصنوعی: بخشی از وجود من تحت تأثیر قدرت و خشونت کوهنوردی است و اگر هموار و صاف بودم، این درد و آسیبها را نمیچشیدم.
ز گردون شکوه بیجا چه گویم ز آنچه خود کردم
نمیبودم غمین گر خویش را غمخوار میبودم
هوش مصنوعی: از آسمان و عظمت بیموردش چه بگویم، زیرا اگر خودم به کارهایی که انجام دادهام فکر کنم، نباید غمگین باشم. اگر کسی میبود که به خودم اهمیت میداد و غم من را میخورد.
ز غم چون شمع از شرح غمت خاموش میگشتم
زمانی گر ز شغل خویشتن بیکار میبودم
هوش مصنوعی: از شدت غم، مانند شمعی که خاموش است، در وصف درد و رنج تو به حالت گنگ و خاموشی فرورفتهام. اگر زمانی شغلم را رها کنم و بیکار باشم، شاید بهتر بتوانم از این حال بیرون بیایم.
تو آن روزی که با رخسار چون گل در چمن بودی
چه میشد گر من آن خار سر دیوار میبودم
هوش مصنوعی: در روزهایی که چهرهی زیبایت مانند گلی در باغ میدرخشید، چه میشد اگر من آن خارِ روی دیوار بودم؟
جدا کی مینمودم دیگر از دل عکس جانان را
اگر آیینهآسا محرم اسرار میبودم
هوش مصنوعی: اگر آینهای بودم که اسرار را محفوظ میداشت، هرگز دیگر نمیتوانستم تصویر محبوب را از دل خود جدا کنم.
به پیش چشمم اطراف چمن میبود زندانی
زمانی بیتو گر در جانب گلزار میبودم
هوش مصنوعی: در مقابل چشمانم، اطراف چمن مانند یک زندان به نظر میرسید، وقتی که تو در کنارم نیستی. حتی اگر در باغ گلزاری باشم، احساس آزادی نخواهم کرد.
در این دیر کهن قصاب نزد زاهدان من هم
اگر میداشتم سر صاحب دستار میبودم
هوش مصنوعی: در این مکان قدیمی، اگرچه قصابی در کنار زاهدان قرار دارد، اما اگر من هم بهرهای از علم و معرفت داشتم، میتوانستم در مقام شخصی با مقام و منزلت بالا قرار بگیرم.