برگردان به زبان ساده
برنمیآید به کار کس ثبات بیمحل
مرگ به زندانیان را از حیات بیمحل
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچکس نمیتواند زندانیان را از زندگی در جایی که مرگ وجود دارد، نجات دهد و این نشاندهنده بیثباتی و ناامنی حیات در آن مکان است. به عبارت دیگر، کسانی که در وضعیت و مکانی ناامن قرار دارند، نمیتوانند به آرامش و ثبات دست یابند.
طبع اگر آزادهدل را نیست صرف لعل یار
کم ز صندل نیست در لذت نبات بیمحل
هوش مصنوعی: اگر دل یک انسان آزاد و بخشنده نباشد، نمیتواند فقط از زیبایی و جذابیت معشوق لذت ببرد، چرا که در واقع لذت واقعی در چیزهای بینظیر و غیرقابل دسترس نیز نهفته است.
زود پیدا گشت خط و کشت ما را ز اضطراب
گشت این معموره ویران از برات بیمحل
هوش مصنوعی: به سرعت نشانهها ظاهر شدند و ما را به شدت تحت فشار قرار دادند، از این رو این سرزمین از روی بیدلیل و بیمورد ویران شد.
جانب اغیار رو کردن ز خوبان بدنما است
نیست کمتر از گنه دادن ز کوه بیمحل
هوش مصنوعی: روی آوردن به دیگران به خاطر زیباییهای ظاهری، کار ناپسندی است و شاید از گناه کمتر نباشد، مانند گناهی که از کوهی بیجا و بیمورد سر میزند.
مفلس عاصی است ز ارباب جهان قهارتر
ظلم بسیار است اکثر دردهات بیمحل
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی باعث شده که انسانها نسبت به خدای بزرگ و قدرتمند عصیان کنند. ظلم و ستم در بسیاری از روستاها بیداد میکند و حاکمیت به خوبی به مشکلات مردم توجهی ندارد.
نفس را سرکش نمودن از ملامت خوب نیست
کم ز کشتن نیست قصاب این نجات بیمحل
هوش مصنوعی: رها کردن نفس سرکش از انتقاد، عمل خوبی نیست؛ این کار به کشتن آن نمیماند و قصاب هم در اینجا نجاتی به حساب نمیآید.