برگردان به زبان ساده
دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
مردم از حسرت دیدار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: چشم من تا چه زمانی باید به دیوار تو خیره بماند، ای شاه نجف؟ مردم از longing برای دیدار تو در عذابند.
زین گلستان گل عیشم رسد آن دم که فتد
نظرم بر گل رخسار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: از باغ گل، لذت من آن زمانی به سراغم میآید که نگاهی به چهرهٔ زیبای تو انداخته باشم، ای پادشاه نجف.
روضه خلد برین خوار بود در نظرش
هر که گل چید ز گلزار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: بهشت برای او ارزشی ندارد، چرا که هر کسی که از باغ تو گل بچیند، برایش مهمتر از همه چیز است، حتی اگر او شاهی بزرگ مانند نجف باشد.
نیست حرفی که ز سرّ دو جهان آگاه است
هرکه شد آگه از اسرار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: هیچ کسی نیست که از رازهای دو جهان باخبر باشد؛ هر کس از اسرار تو، ای شاه نجف، آگاه شود.
نقد و جنس دو جهان را به فدای تو نمود
هرکه گردید خریدار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: هرکس که به عشق تو حاضر شد و جان و مالش را فدای تو کرد، به ارزش دو جهان دست یافت. او یا خریداری برای توست که ارزش تو را درک کرده یا همانند شاه نجف است که مقام و عظمت تو را شناخته است.
گفتی آیی به سرم چون رودم از تن جان
نیست انکار در اقرار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: گفتی که به سرم میرسید، اما من مانند آبی که از بدن خارج میشود، از وجودم نمیتوانم انکار کنم. چیزی در تأیید تو یا ای پادشاه نجف وجود دارد.
بیمی از تاب صف حشر ندارد قصاب
هست در سایه دیوار تو یا شاه نجف
هوش مصنوعی: نگرانی از روز قیامت برای قصاب وجود ندارد، زیرا او در سایه دیوار تو یا در کنار شاه نجف احساس امنیت میکند.