برگردان به زبان ساده
گوییا خط عارض آن دلربا را کرده حفظ
طوطی این آیینه گیتینما را کرده حفظ
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیباییهای چهره آن معشوق را مانند طوطی، برای نگهداری و ثبت در این جهان به تصویر کشیدهاند.
جز خضر، عمر ابد دیگر نصیب کس نشد
خط او سرچشمه آب بقا را کرده حفظ
هوش مصنوعی: تنها خضر بوده است که عمر جاودانی به دست آورده و دیگر کسی به چنین عمر طولانی دست نیافته است. او مانند یک سرچشمه، راز بقا و زندگی ابدی را حفظ کرده است.
زعفرانی ساخت در عشق تو ما را ضعف تن
کاه ما از جذبه رنگ کهربا را کرده حفظ
هوش مصنوعی: عشق تو به ما حالتی شگفت انگیز بخشیده است، زیرا ضعف جسمی ما ناشی از تأثیر جاذبه رنگی شگفت انگيز توست که ما را تحت تأثیر قرار داده است.
کاروان شب گذشت از دل فغانی برنخاست
پنبه غفلت به گوش ما صدا را کرده حفظ
هوش مصنوعی: کاروان شب با سکوتی گذشت و هیچ صدای اعتراضی از دلها شنیده نشد. ما در خواب غفلت به سر میبردیم و صدای حقایق را نشنیدیم.
خسته عشقیم و درد ما است محتاج وفا
از ره شوخی طبیب ما دوا را کرده حفظ
هوش مصنوعی: ما از عشق خسته و دچار درد هستیم و برای درمان این درد به وفا و صمیمیت نیاز داریم. اما طبیب ما به شوخی راهی پیدا کرده و داروی لازم را حفظ کرده است.
ناله بیتابی دل در فلک پیچیده است
شورش دیوانهام دارالشفا را کرده حفظ
هوش مصنوعی: دل بیتاب من در آسمانها به گوش میرسد و نالهام بهطور دیوانهوار، دارالشفا را در حال حفظ کرده است.
با رضای دل گزیدم خاک درگاه رضا
آنکه قصاب از گزند دهر ما را کرده حفظ
هوش مصنوعی: با کمال میل و رضایت، درب خانهی امام رضا را برگزیدم؛ چرا که آن امام، ما را از گزندهای زمانه محفوظ داشته است.