برگردان به زبان ساده
میدهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
مینماید آتش لعلش کبابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: هر لحظهای که به چشمش نگاه میکنم، مرا مست میکند و از شدت اعتراض، آتش لعلش مرا میسوزاند.
نیست حرفش بیش از این کز پیش من کم کن گذر
زیر لب گاهی که میگوید جوابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: سخن او بیش از این نیست که از من میخواهد گاهی زیر لب کمتر بگویم، زیرا جواب من به اعتراضات اوست.
روبرو هرگه که برخوردم به آن دریای حسن
همچو ماهی در خوی خجلت بر آبم ز اعتراض
هوش مصنوعی: هر بار که با زیبایی دلنشین و جذاب مواجه میشوم، احساس شرمندگی و حیا چون ماهی در آب به سراغم میآید.
همچو موم نحل کز خورشید میپاشد ز هم
پیش رخسار تو چون آیم خرابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: چنان که موم با تابش آفتاب ذوب میشود، من نیز در برابر زیبایی تو به شدت تحت تأثیر قرار میگیرم و از این موضوع دچار پریشانی میشوم.
دست از جان شسته در پیشش گریزم هر نفس
بر سر دریای بیتابی حبابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: هر بار که به او نزدیک میشوم، احساس میکنم که باید از جان بگذرم. همچون حبابی بر روی دریای پرتلاطم، به شدت در درونم ناآرامی وجود دارد که غیرقابل کنترل است.
کی مرا بیدار سازد خوف روز رستخیز
چون کند افسون چشم او به خوابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: کیست که مرا بیدار کند در روزی که همه چیز برپا میشود و انسانها محاسبه خواهند شد؟ چگونه میتواند جادوی چشم او، مرا در خواب و بیخبر از آنچه میگذرد، نگه دارد؟
میبرد قصاب بیهوشی به راه گلشنم
چون زند آن دلربا بر رخ گلابم ز اعتراض
هوش مصنوعی: قصاب بیخواب و بیهوش، در میانهی باغ گل، مرا میبرد. به محض اینکه آن دلربا، لبخندی به من میزند، گلابی در صورتم به اعتراض میجوشد.