برگردان به زبان ساده
منم فتاده به راه تو خاکسار مشخّص
به روی آینه گیتیام غبار مشخّص
هوش مصنوعی: من در مسیر تو افتادهام و به تو احترام میگذارم. در واقع، وجود من در این دنیا مانند غباری است که بر روی آینهای خاص نشسته است.
به هرکجا که روم ز آه و اشک بادم و باران
به دور سبزه خط توام غبار مشخّص
هوش مصنوعی: هر کجا که بروم، آثار غم و گریهام مانند باران است و در اطراف سبزه، نشانههای عشق تو به وضوح دیده میشود.
ز پای تا به سرم نیست عضو بی گل داغت
از این چمن منم امروز لالهزار مشخّص
هوش مصنوعی: از سر تا پا هیچ بخشی از وجودم نیست که تحت تأثیر عشق تو قرار نگرفته باشد. من امروز در این باغ مانند لالهای هستم که مشخص و نمایان است.
نه حاصلی نه نمودی نه سایهای و نه سودی
به گرد این چمنم کردهای حصار مشخّص
هوش مصنوعی: هیچ دستاوردی، نشانهای، سایهای و فایدهای در اطراف من نیست و تو برای من حصاری مشخص ساختهای.
فراق روی توام کرده است پرده قانون
خیال زلف توام ساخته است تار مشخّص
هوش مصنوعی: فراق تو باعث شده که هیچگاه نتوانم به راحتی فکر کنم و خیال تو، به مانند زلفهایت، دنیای مشخصی را برایم ترسیم کرده است.
شده است تا تن قصاب پایمال حوادث
به چشم خلق بود خاک رهگذار مشخّص
هوش مصنوعی: تن قصاب که نماد انسانهای آسیبدیده و قربانیان است، تحت تأثیر حوادث و مشکلات زندگی قرار گرفته و هماکنون به گونهای در معرض دید دیگران قرار دارد که گویی تنها به عنوان یک نشانه و نماد از آنچه بر او رفته، دیده میشود. او به خاک راهی تبدیل شده که دیگران بر آن پا میگذارند و از آن عبور میکنند، بدون آنکه به عمق دردها و رنجهای او توجه کنند.