برگردان به زبان ساده
غرقه دریای عشقیم از کنار ما مپرس
خانه بر دوشیم چون موج از دیار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در دریای عشق غرق شدهایم، پس از ما چیزی نپرسید. ما مانند موجها در حال سفر هستیم و خانهای نداریم، پس از سرزمین ما هم سوال نکنید.
نخل سروستان تصویریم بر از ما مخواه
خار خشک بوستانیم از بهار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما تصویری از نخل سروستان هستیم و از ما انتظار نداشته باش که مثل گلهای تازه و سرسبز باشیم؛ ما مانند خارهای خشک در بوستان هستیم. درباره بهار و زیبایی ما سوال نکن.
ما و زلف او به یک طالع ز مادر زادهایم
میشوی آشفته حال از روزگار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما و زلف او در سرنوشتی مشترک متولد شدهایم. اگر از حال ما بیخبر هستی، نپرس که چطوریم، چرا که اوضاعمان به هم ریخته است.
مشهد ما را فروغ شمع میداند کجاست
مشرب پروانه داریم از مزار ما مپرس
هوش مصنوعی: مشهد برای ما مانند نوری درخشان است. جایی که روح ما به آنجا پرواز میکند و از محل زندهبودن ما هیچ نپرسید.
روز و شب در کوره دهریم با صد پیچوتاب
در گداز امتحانیم از غبار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در این روزها و شبها در شرایط سخت و دشوار به سر میبریم و در حال گذراندن آزمایشهای مشکل هستیم. نباید از ما درباره مشکلات و غبارهایی که داریم بپرسی.
ما و دل ماتیم در این عرصه شطرنج دهر
جان و دل را تا نبازی از قمار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما و دلمان در این بازی زندگی مانند مهرههای شطرنج هستیم. جان و دلمان را تا زمانی که چیزی را از دست ندادهایم، از ما نپرس.
کشته صبح بناگوش و هلاک کاکلیم
بیش از این قصاب از لیل و نهار ما مپرس
هوش مصنوعی: عشق و زیباییهای صبح، بزرگتر از آن است که حتی قصابها در روز و شب ما میبینند و درک میکنند.