برگردان به زبان ساده
آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس
گردنم در حلقه فرمان تقدیر است و بس
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دست نیاید، فقط به دلیل عدم تدبیر و تدبیرم نیست، بلکه تنها نتیجه تقدیر و سرنوشت من است که گردن من را در اختیار خود گرفته و کنترل میکند.
بس ندارد الفتی با یکدگر آب و گلم
روز و شب ویرانهام در فکر تعمیر است و بس
هوش مصنوعی: محبت و دوستی میان ما به حدی است که نیازی به سخن گفتن نیست. اما من همیشه در تلاش برای بازسازی و بهبود وضعیت خودم هستم و به همین موضوع فکر میکنم.
آنکه هرگز در میان حلقه همصحبتان
کفش در پایم نسازد تنگ زنجیر است و بس
هوش مصنوعی: کسی که هیچگاه در جمع دوستانش باعث ناراحتی من نمیشود، فقط یک زنجیر سنگین است و هیچ چیز دیگری نیست.
بس هدف گشتم ز هر جانب خدنگ غمزه را
قوت پرواز بالم از سر تیر است و بس
هوش مصنوعی: من از هر طرف به دنبال هدف میگردم، اما قدرت پرواز بال و شدتم تنها به تیرکمان غمزه بستگی دارد و نه چیز دیگری.
آنچه در خلوتسرای دوست هرشب تا سحر
رویگردان از دعایم گشته تأثیر است و بس
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح در خلوت خودم از دعاهایی که برای دوست میکنم، تأثیری جز این نمیبینم که او از من رویگردان شده است.
میرود از سر غرور جهل چون مو شد سفید
زهر را در عالم حکمت دوا شیر است و بس
هوش مصنوعی: انسانی که به دلیل غرور و نادانی خود، کمکم میساید و عمرش به پایان میرسد، باید بداند که در دنیای معرفت، تنها حقیقتی که میتواند به او کمک کند، همان علم و حکمت است و هیچ دارو و درمانی بهتر از آن وجود ندارد.
برنمیآید ز من قصاب کاری در جهان
آنچه میآید ز من هر لحظه تقصیر است و بس
هوش مصنوعی: من نمیتوانم در این دنیا کار خاصی انجام دهم، هر آنچه از من برمیآید تنها تقصیر و اشتباه است.