برگردان به زبان ساده
در دلم عیشی که میبینم غم یار است و بس
زخمهای ناوک مژگان دلدار است و بس
هوش مصنوعی: در دل من جشن و شادی وجود ندارد و تنها غم معشوقهام را احساس میکنم. تمام زخمهایی که میخورم ناشی از تیرهای مژگان اوست و هیچ چیز دیگری نیست.
در درون کعبه و بتخانه گردیدم بسی
رو به هر جانب که کردم جلوه یار است و بس
هوش مصنوعی: من درون کعبه و بتخانه بسیار گشتم و به هر سو که نگاه کردم، فقط جلوه محبوب را دیدم.
مست عشقم پایبند کفر و ایمان نیستم
اینقدر دانم که با لطف ویم کار است و بس
هوش مصنوعی: من در عشق غرق شدهام و به هیچیک از باورهای مذهبی پایبند نیستم. فقط میدانم که همهچیز به لطف او وابسته است و همین برای من کافی است.
از چنین ویرانه منزل چشم آسایش مدار
عیش این در گشته تا بوده است آزار است و بس
هوش مصنوعی: از چنین خرابهای توقع آرامش نداشته باش، زیرا این مکان همیشه پر از درد و رنج بوده و جز آزار چیز دیگری به ارمغان نمیآورد.
از کس دیگر چو نالد شکوه بیجا کردن است
در جهان قصاب سرگردان کردار است و بس
هوش مصنوعی: وقتی کسی از فردی دیگر گلایه و شکایت میکند، در حقیقت این کار بیمورد و بیفایده است. در این دنیا، تنها کردار و عمل انسانها اهمیت دارد و بس.