برگردان به زبان ساده
در قفس جا دارم و غافل ز صیادم هنوز
والهام چندان که میپندارم آزادم هنوز
هوش مصنوعی: من در قفس زندگی میکنم و از شکارچیام غافلم، هر چند که احساس میکنم هنوز آزاد هستم.
آن چنان در فکر وسواسم که این غمخانه را
شد بنا ویران و من در فکر آبادم هنوز
هوش مصنوعی: به قدری درگیر وسواسهای ذهنیام هستم که این خانه غم و اندوه تخریب شده، اما من هنوز در خیال ساختن آن هستم.
خامطبعی بین که گشتم پیر، وز طفلی نرفت
شوخی آسایش گهواره از یادم هنوز
هوش مصنوعی: من هنوز از دوران کودکی و بیخیالیاش در دل یادهایی دارم، با اینکه زمان زیادی گذشته و حالا پیر شدهام.
گاه چون پروانه سوزم گاه سازم در قفس
نونیاز عشقم و در بند استادم هنوز
هوش مصنوعی: گاهی مانند پروانه عشق میسوزم و گاهی در قفس خودم به دنبال نیاز عشقم هستم، در حالی که هنوز تحت تاثیر و بند اساتیدم قرار دارم.
کی توانم زآب حسرت خصم را سیراب کرد
من که خود لب تشنه زآب تیغ جلادم هنوز
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم دشمن را از آب حسرت سیراب کنم، در حالی که خودم هنوز تشنه آب تیغ شمشیر خودم هستم؟
کردهام شبگیر و راه کعبه را گم کردهام
گوش بر آواز این شیخان شیادم هنوز
هوش مصنوعی: من شبها بیدار میمانم و راه رسیدن به کعبه را گم کردهام، همچنان که به آواز این مبلغان فریبنده گوش میسپارم.
هیچکس قصاب با من یکزمان همدم نشد
با وجود آنکه چون نی جفت فریادم هنوز
هوش مصنوعی: هیچکس مثل قصاب در زمان من همصحبت نشد، با اینکه فریاد من هنوز مثل نی به دو نفری میماند که در کنار هم هستند.