برگردان به زبان ساده
ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر
محراب دعا گوشه ابروی رفوگر
هوش مصنوعی: ای کعبه وفاداری، جایی که دعاها در آن شنیده میشود و رفوگر با مهارتش گوشه ابرویش مانند نشانهای از زیبایی و هنر است.
چون قطره شبنم که نشیند به رخ گل
دیدم عرقآلوده گل روی رفوگر
هوش مصنوعی: مانند قطرهٔ شبنم که بر روی گل مینشیند، تصویر زیبایی از آبوهوای تازه و پاک را به من نشان داد. در این تصویر، زیبایی گل با عرقی که بر روی روکش خود دارد، به طرز شگفتانگیزی جلوهگری میکند.
این رهزن صد قافله یا هاله ماه است
یا سرزده خط از رخ نیکوی رفوگر
هوش مصنوعی: این دزد یا این راهزن، ممکن است هالهای از نور ماه باشد یا خطی که ناگهان از چهره زیبای خیاطی ظاهر شده است.
از بهر رفوکاریاش افتاده شب و روز
صد پاره دل بر سر زانوی رفوگر
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر مشکلات و ناراحتیهایش مدام در حال فکر کردن و غصه خوردن است و دلش پر از درد و ناامیدی است. او شب و روز درباره دردی که دارد، به رفوگری فکر میکند که میتواند زخمهایش را مداوا کند.
گر بند قبا جانب گلزار گشاید
گلزار معطر شود از بوی رفوگر
هوش مصنوعی: اگر دروازهی قبا به سمت باغی باز شود، آن باغ با عطر رفوگری معطر خواهد شد.
بیرون ز کفم شد دل و دین آخر و گشتم
قصاب اسیر قد دلجوی رفوگر
هوش مصنوعی: دل و اعتقادم از دستم خارج شد و به اسیری عشق کسی گرفتار شدم که مانند قصابی، به دلم جراحی میکند و آن را ترمیم مینماید.