برگردان به زبان ساده
صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
شام فراق را سحر آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: صبحی که در آن وصال و دیدار پیش میآید، پر از شکرگزاری است. و وقتی شب فراق و دوری به پایان میرسد و صبح میشود، باز هم باید شکرگزار بود.
دلبر رسید خرم و می خورد و بوسه داد
نخل مراد بارور آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: محبوب با شادی و نشاط آمد، نوشیدنی خورد و بوسهای به من داد. درخت مورد علاقهام بارور شد و من از این همه برکت شکرگزاری میکنم.
چون آفتاب از ره روزن به روی ماه
ناخواندهام به کلبه درآمد هزار شکر
هوش مصنوعی: مثل این است که آفتاب به ناگاه از روزنهای به درون کلبهام وارد شده و بیخبر و ناخواسته به چهره ماهی درخشان برخورد کردهام و از این دیدن بینهایت شکر و سپاسگزاری میکنم.
میکردم از سپهر سراغ هلال عید
ابروی یار در نظر آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: در جستجوی هلال عید از آسمان بودم و در نظر من، ابروی محبوب به هزار شکر مینمود.
از چار موج دجله اضداد کشتیام
بیرون ز ورطه خطر آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: در میان امواج خروشان دجله، موانع و مشکلاتی را پشت سر گذاشتم و از خطرهایی که مرا تهدید میکرد، نجات یافتم. این موفقیت و آرامش باعث شکرگزاری من است.
طفل سرشگ تا سر مژگان ز دل دوید
این نورسیده با جگر آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: کودک با اشکهایش تا نوک مژههایش از دل بیرون آمد و این موجود تازه به دنیا آمده با دلخوشی و شکر، به جمع ما پیوست.
قصاب داغ زلف سیاهی به دل رسید
امشب عزیزم از سفر آمد هزار شکر
هوش مصنوعی: امشب عزیزم از سفر برگشته و دلم به خاطر زیبایی و جذابیت او شاد است.