برگردان به زبان ساده
وصالت بیکسان را جمله کس باشد اگر باشد
دو عالم را غمت فریادرس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: اگر بتوانی به وصال محبوب خود برسی، این ارتباط تمام دنیا را در بر میگیرد؛ حتی اگر در این دو عالم کسی برای کمک به تو نباشد. غم تو میتواند یاور و یاری برایت باشد، اگر وجود داشته باشد.
وصال دوست گر داری طمع، قطع تعلّق کن
خلاف نفس سرکش از هوس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: اگر به وصل دوست امید داری، باید وابستگیها را کنار بگذاری؛ زیرا خواستههای نفس سرکش، مانع این وصل میشوند.
ز شوقت با دل صد چاک همراز فغان من
در این وادی همین بانگ جرس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: از عشق تو دل من صد جا پاره شده و صدای درد من در این دیار همان صدای جرس است، اگر واقعا وجود داشته باشد.
دل غمدیده را از نقد وصلت در جداییها
مگر روزی به داغی دسترس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: دلهای پر از غم و اندوه، به خاطر جداییها، هرگز نمیتوانند از محبت و وصالی که در گذشته داشتند، شکایت کنند. شاید روزی به داغ و دردی که در دل دارند، دسترسی پیدا کنند، اگر چنین چیزی ممکن باشد.
در این دریا مدام از طالع وارون حباب آسا
مرا در دل مراد یک نفس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: در این دریا، به خاطر سرنوشت نامناسب، مثل حبابی ناپایدار، هر لحظه فکر و امیدم به یک آرزوست، اگر آن آرزو واقعاً وجود داشته باشد.
به دل در روز اول داغ جانان میشود پیدا
در این گلزار از این گلشن هوس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: در دل انسان، عشق و دلبستگی به معشوق در روزهای ابتدایی جلوهگر میشود. اگر حس و اشتیاقی وجود داشته باشد، این عشق در زیباییهای این گلزار نمایان میشود.
نه راحت زآشیان دیدم نه در پرواز آسایش
همین آرام در کنج قفس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: من نه از آشیان راحتی دیدم و نه در پرواز آرامشی احساس کردم. شاید همین که آرام در گوشه قفس باشم، بهتر از همه چیز باشد، اگر اصلاً باشد.
در این لبتشنگی قصاب زار نیم بسمل را
دم آبی ز شمشیر تو بس باشد اگر باشد
هوش مصنوعی: در این تشنگی و بیتابی، حتی اگر فقط یک قطره آب از شمشیر تو باشد، برای نجات زخمخوردهای که در حال مرگ است، کافی است.