برگردان به زبان ساده
آن سرو سیماندام من چون از گلستان بگذرد
موج لطافت جو به جو از هر خیابان بگذرد
هوش مصنوعی: وقتی که آن دختر زیبا از میان باغ عبور میکند، لطافت و زیبایی او به هر کوچه و خیابان سرایت میکند.
شبهای هجر او دلم راضی نمیگردد اگر
یک قطره آب چشمم از بالای مژگان بگذرد
هوش مصنوعی: در شبهای دوری از او، دل من هیچگاه راضی نمیشود، حتی اگر یک قطره اشک از چشمانم بریزد.
از کثرت کمطالعی ترسم نسیم کوی او
چون بر مزار من رسد برچیده دامان بگذرد
هوش مصنوعی: از فرط نادانی میترسم که وقتی نسیم خوشبو از کوی او به مزار من برسد، دامنش را جمع کند و بدون توجه به من بگذرد.
آن بیسرانجامم که گر عضوی ز من یابد هما
یک عمر سرگردان شود تا از بیابان بگذرد
هوش مصنوعی: من آدمی هستم که اگر کسی از من بخشی را به دست آورد، او هم مثل من در زندگی سرگردان و آواره خواهد شد تا از اوضاع دشوار و بیپایانی که در آن هست عبور کند.
در رنج روزافزونم و بیمم از آن باشد که او
تا چاره دردم کند کارم ز درمان بگذرد
هوش مصنوعی: من در حال تحمل درد و رنج زیادی هستم و نگران این هستم که او برای رفع مشکلاتم اقدام نکند و در نتیجه، دردهایم به پایان نرسد.
از گرمی تیغش کشد بر استخوانم شعلهای
برق آتشافشانی کند تا از نیستان بگذرد
هوش مصنوعی: تیغ او با شدت و حرارتش باعث میشود که بر استخوانهایم شعلهای برافروخته شود و مانند آتشافروزی، بر نیستان بگذرد.
قصاب را بار گران افکنده زین ره بر قفا
اول به منزل میرسد هرکس که از جان بگذرد
هوش مصنوعی: قصاب به خاطر بار سنگینی که به دوش دارد، در آغاز مسیر به مقصد میرسد. هر کسی که از جان خود بگذرد، به این هدف دست مییابد.