برگردان به زبان ساده
من معدن اسرارم، اما بنمی گویم
من ابر گهربارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من جایگاه رازهایم، ولی آنها را فاش نمیکنم. من مانند ابری پر از جواهرات هستم، اما این را هم نمیگویم.
در خانقه صورت در زاویه معنی
من طالب آن یارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من در خانقاه به دنبال معنای واقعی هستم و به آنجا میروم. من به شدت به آن یار محبوبم دارم، اما نمیخواهم این احساسات را به زبان بیاورم.
در آرزوی رویت روزان و شبان دایم
بی خوابم و بیمارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من همیشه در آرزوی دیدن چهرهات هستم و به خاطر این موضوع همواره بیخواب و بیمارم، اما هرگز این را به زبان نمیآورم.
آنیست ترا،ای جان،کز تو خجلست اعیان
آن از تو طلب دارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: ای جان، تو آنقدر ارزشمند هستی که همه چیز از تو شرمنده است. من از تو میخواهم که به من کمک کنی، اما به زبان نمیآورم.
من سوز درون دارم، من ساز برون دارم
سرگشته دلدارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من در دل خود درد و سوزی دارم و از سوی دیگر، ساز و آواز زیبایی دارم. هرچند که دلم در جستجوی معشوق است، اما هیچ چیز نمیگویم.
من عاشق و عیارم، درنورم و در نارم
من قلزم زخارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من عاشق و دلیر هستم؛ در روشنایی و در تاریکی زندگی میکنم. من مانند دریا هستم که پر از امواج و تجربیات است، اما چیزی از آن را نمیگویم.
در عشق رخت زارم، سرگشته چو پرگارم
حیران و گرفتارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: در عشق، آشفته و سردرگم هستم و مانند پرگاری که دور خودش میچرخد، سرگردان و گرفتار مشکلات عشق شدهام، اما هیچکس را از این حال خود باخبر نمیکنم.
من سالک اطوارم، اندر طلب یارم
جویان و خریدارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من در راه سلوک هستم و در جستجوی معشوقم. دیگران هم به دنبال من هستند و خواهان من میباشند، اما من این را بیان نمیکنم.
من شیفته یارم، من واقف اسرارم
من قاسم انوارم،اما بنمی گویم
هوش مصنوعی: من عاشق محبوبم هستم و از رازهای او باخبرم. من بخشنده نور و روشنی هستم، اما چیزی نمیگویم.