برگردان به زبان ساده
بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم
بریدم از همه عالم به دوست پیوستم
هوش مصنوعی: بیا و با من بمان، چون اکنون زمانی است که باید شور و شوق زندگی را تجربه کنیم. من عاشق و سرمستم و از همه چیز جز عشق به دوست خود فاصله گرفتهام.
حبیب جام می خوشگوار داد به دست
هنوز میجهد از ذوق جام او دستم
هوش مصنوعی: دوست من جام خوشگوار را به دستم داد و هنوز احساس شادی و سرخوشی از آن در من حس میشود.
مرا پیاله مده، جام یا صراحی ده
خراب و بیخود و مستم، پیاله بشکستم
هوش مصنوعی: به من پیاله نده، جام یا ظرفی بزرگتر به من بده. من خراب و بیخود و مست هستم، پیاله را شکستم.
ز جام شوق تو ما لایزال مست شدیم
چو راه باده ببستند دم فرو بستم
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو همیشه سرمست و شاداب هستیم، حتی وقتی که راه نوشیدن بسته شده، دیگر صحبت نمیکنیم و در سکوت فرو میرویم.
در آرزوی وصال تو سعیها کردم
چو شمع سوخته گشتم ز پای بنشستم
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به تو، بسیار کوشش کردم و به حالت شمعی سوخته درآمدم و از پای نشستم.
میان توده این خاکدان اسیر شدم
بآرزوی تو از خاکدان برون جستم
هوش مصنوعی: در میان این دنیای خاکی، به خاطر آرزوی تو، گرفتار شدم و از این دنیای مادی بیرون رفتم.
بقاسمی نظری کن، که مست مجلس تست
چو مست شوق تو گشتم، ز خویش وارستم
هوش مصنوعی: ای بقاسمی، نگاهی به من بکن؛ چون در این میخانه مست هستی، من نیز از شوق تو مست شدهام و از خودم جدا گشتهام.