برگردان به زبان ساده
دوش آن مه دو هفته دستم گرفت، دستم
دستان نمودم، اما از عربده نجستم
هوش مصنوعی: دیشب آن ماه زیبای دو هفتهای دستم را گرفت. وقتی که دستانم را دراز کردم، نتوانستم از صدای بلندی که از خودم درآمد، فرار کنم.
گفتم بدو دویدم، گرد از رهش ندیدم
هرچند خود ندیدم در شور و غلغلستم
هوش مصنوعی: گفتم که به سوی او شتابان رفتم، اما گرد و غباری از راه او ندیدم. هرچند که خود او را ندیدم، اما در هیاهو و سر و صدا هستم.
در عربده است عمری این عقل و عشق با هم
چون روی دوست دیدم از عربده برستم
هوش مصنوعی: عقل و عشق مدتها در تلاش و کشمکش بودند، اما هنگامی که چهره محبوب را دیدم، از تمام آن درگیریها آزاد شدم.
گه قید نور بودم، گه قید نار سوزان
چون جمعیت بدیدم، از نور و نار رستم
هوش مصنوعی: گاهی در نور زندگی کردهام و گاهی در آتش سوزان. وقتی جمعیت را دیدم، به یاد نیروی نور و آتش نیفتادم.
ساقی، بیار جامی، از بهر ناتمامی
جامی بده بدستم، چون رند و می پرستم
هوش مصنوعی: ای ساقی، یک جام برای من بیاور، تا کمی از دلتنگیام را کم کند. جامی به من بده که من مانند رندان و شیفتگان شراب، شاد و غمگین باشم.
ای جان جان جانان، ای روح روح و ریحان
از پای اوفتادم، جامی بده بدستم
هوش مصنوعی: ای عشق بزرگ من، ای منبع زندگی و خوشبختی، از شدت محنت و اندوه به حالت بیتابی افتادهام. لطفا جامی به من بده تا از آن بیاشامم و آرامش یابم.
قاسم بباخت جان را، یک بارگی جهان را
مشکن تو عرض ما را، گر توبه ای شکستم
هوش مصنوعی: قاسم با جانش بازی کرد و یکباره دنیا را خراب نکن. اگر من هم توبهام را بشکنم، لطفاً از این کار صرفنظر کن.