برگردان به زبان ساده
چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
کار دل بیچاره من پرده دری بود
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی دلربای تو در نمایش خود میدرخشد، دل بیچاره من چارهای جز افشا کردن احساساتش ندارد.
در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
این شیوه ز خاصیت دور قمری بود
هوش مصنوعی: در اطراف چهرهات، دل کسی را بیدار و آگاه ندیدیم؛ این حالت خاص ناشی از دوری ماه است.
ای جان جهان، نسبت یاد تو بجانم
چون باد سحر بر رخ گل برگ طری بود
هوش مصنوعی: ای جان جهان، یاد تو برای من مانند نسیم صبحگاهی است که بر گلبرگهای تازه میوزد.
جان و دل و دین برد زمن عشق تو،هیهات!
در غارت عشق تو چنین حمله بری بود!
هوش مصنوعی: عشق تو همه وجودم را به تسخیر درآورده، اما با این حال، هرگز نمیتوانم اجازه دهم که چنین بیرحمانه به قلبم حملهور شوند.
هر جا که نظر کرد دلم روی ترا دید
این نیز هم از غایت صاحب نظری بود
هوش مصنوعی: هر جا که به دور و برم نگاه کردم، چهرهات را دیدم. این هم نشانهای از دقت و شایستگی تو درSeeing است.
درمان وصال تو فنا آمد و دیگر
هر چاره که کردیم همه حیله گری بود
هوش مصنوعی: درمان دسترسی به تو، نابود شدن بود و هر تلاشی که کردیم، تنها فریبکاری بود.
گفتند که:قاسم همه از زهد زند لاف
بیچاره خود از تهمت این قصه بری بود
هوش مصنوعی: برخی گفتند که قاسم فقط به خاطر زهدش ادعاهای بزرگ میکند، اما در واقع او بیچاره و از تهمتهای دیگران به دور است.