برگردان به زبان ساده
سرمایه سعادت ما در دیار بود
ورنه بسعی ما گره از کار کی گشود؟
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی ما در این سرزمین است و اگر این سرمایه وجود نداشت، تلاشهای ما هیچ کمکی به حل مشکلات و بهبود زندگیامان نمیکرد.
دردست هرچه هست،که این درد چاره ساز
باجان آدمی بمثل آتشست و عود
هوش مصنوعی: هرچه در دست داریم، درد و رنجی که با جان آدمی به شدت ارتباط دارد، شبیه آتش و بخور است.
رندی،که ره بکوی خرابات عشق برد
جان را ز دست محنت ایام در ربود
هوش مصنوعی: شخصی که در پی عشق و خوشیهای زندگی است، با رفتن به محلی که در آن شیدایی و عشق جریان دارد، جانش را از سختیها و مشکلات روزگار نجات میدهد.
بگشای رخ،که دیر شدست انتظار ما
تاجان بران جمال فشانیم زود زود
هوش مصنوعی: صورت خود را بگشای، زیرا مدت زیادی است که منتظر ماندهایم. ای جان، بیدرنگ جمال خود را به ما بنما.
از حال عشق عقل ندانست شمه ای
خود را هزار بار بدین حالت آزمود
هوش مصنوعی: عشق به قدری عمیق و پیچیده است که حتی عقل نیز نتوانسته به درستی آن را درک کند. خودم بارها و بارها در موقعیتهای مختلف عشق را تجربه کردم.
باعقل خواجه گونه بگویید:کای سلیم
سودای یار و آنگه فکر زیان و سود؟
هوش مصنوعی: با فهم و درایت سخن بگویید: ای سلیم، آیا فقط به فکر محبوب خود هستی و به زیان و سود خود نمیاندیشی؟
شیدا و رند و عاشق و دیوانه گشت و مست
هر کس ز عشق بازی قاسم سخن شنود
هوش مصنوعی: هر کسی که نشانههای عشق و دیوانگی قاسم را ببیند، به شیدایی و مستی دچار میشود و خود را رند و عاشق حس میکند.