برگردان به زبان ساده
باده از خم ارادت بسعادت آمد
وقت ایمان شد و هنگام شهادت آمد
هوش مصنوعی: شراب از ظرف محبت به خوشبختی میرسد، زمانی که ایمان به ظهور میپیوندد و لحظهی شهادت فرا میرسد.
ما و آن یار بخلوت سخنی می گفتیم
سر این نکته به «احببت » ارادت آمد
هوش مصنوعی: ما و آن دوست در خلوت به گفتوگو مشغول بودیم و در این گفتوگو، دلم بر سر این موضوع به محبت و عشق علاقهمند شد.
قصه جمله جهان را همه کلی دیدیم
عشق بر جمله ذرات زیادت آمد
هوش مصنوعی: تمام داستانهای جهان را به صورت کلی مشاهده کردیم و عشق بر تمام ذرات آن افزوده شده است.
فکر کردیم که از عشق حکایت نکنیم
فکر عشاق همه خارق عادت آمد
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتیم که از عشق سخن نگوییم، اما فکر عاشقان به گونهای است که همیشه فراتر از عادتهای معمول میآید.
بعد ازین رقص کنان بر در می خانه رویم
بخت وارون شد و ایام سعادت آمد
هوش مصنوعی: از این پس با شوق و شادی به سوی درِ میخانه میرویم؛ زیرا اقبال ما تغییر کرده و روزهای خوشی به زندگیامان آمده است.
دیگر از نسبت وانساب مگویید حدیث
عشق فخریست که او فخر سیادت آمد
هوش مصنوعی: دیگر از نسبتها و خویشاوندیها صحبت نکنید، زیرا داستان عشق، افتخاری است که به خودی خود بسیار ارزشمند و برجسته است.
بی نقاب آن رخ زیبای تو ناگه بنمود
قاسمی در صف مستان عبادت آمد
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو بدون حجاب ناگهان نمایان شد و قاسمی در جمع مستان عبادت حاضر گشت.