برگردان به زبان ساده
شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد
آدم از خلوت عزت بتماشا آمد
هوش مصنوعی: به خاطر روش دلپذیر تو، شور و شوقی در دلها ایجاد شد و انسان به خاطر مشاهدهی عظمت و زیبایی تو، از تنهایی و خلوت خود بیرون آمد.
لمعه ای از رخ زیبای تو بر عالم زد
این همه نور یقین ظاهر و پیدا آمد
هوش مصنوعی: پرتو زیبایی چهرهات بر جهان تابید و این همه نور به وضوح و روشنی نمایان شد.
قصه عشق تو گفتند گروهی با هم
کوه ازین واقعه حیران شد و شیدا آمد
هوش مصنوعی: گروهی درباره عشق تو صحبت کردند و این موضوع به اندازهای جالب و شگفتانگیز بود که حتی کوهها نیز از شنیدن آن حیرتزده و عاشق شدند.
موسی و طور ز سودای تو دیوانه شدند
این چنین واقعه برطور تجلا آمد
هوش مصنوعی: موسی و کوه طور از عشق و شور تو به جنون افتادند و اینگونه روشنایی و ظهور تو بر کوه تجلی کرد.
گفت درویش بمجنون که: بگو، ذکر تو چیست؟
گفت:اوراد دلم لیلی ولیلا آمد
هوش مصنوعی: در اینجا درویش از مجنون میپرسد ذکر و یادش چیست. مجنون در پاسخ میگوید که در دلش نام «لیلی» و «لیلا» را همیشه تکرار میکند.
هرکه در احسن تقویم بود اول حال
آخر قصه او «ثم رددنا» آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که در بهترین شکل و حالت خود باشد، در پایان داستانش به حالتی بازگشت خواهد کرد که نشانگر نشانههای ضعف و ناتوانی است.
هرکرا خاطر از ایام بگیرد زنگی
صیقل جان و دلش طلعت سلما آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که از روزگار دلگیر شود، با یاد و خاطره صالحان و نیکان جان و دلش شفاف و روشنی خواهد گرفت.
قاسمی چون ز می عشق تو شد مست و خراب
کمترین جرعه او لجه دریا آمد
هوش مصنوعی: قاسمی که به خاطر عشق تو مست و آشفته شده، با کمترین جرعهای از آن عشق، به عمق دریا رسیده است.