برگردان به زبان ساده
باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد
باز جان سوی حریم عز سلطان میکشد
هوش مصنوعی: عشق دوباره عقل مرا به چالش میکشد و جانم را به سوی مقام والای محبوب میکشاند.
باز در خم خانه وحدت ز جام معرفت
روح پاکم جرعه ها چون بحر عمان میکشد
هوش مصنوعی: دوباره در محفل اتحاد و پیوستگی، از جام شناخت و آگاهی، روح پاکم جرعههایی مینوشد که به مانند دریای عمان وسیع و پرعمق است.
باز جوهرهای عرفان راز گنج «کنت کنز»
لطف محبوب ازل در رشته جان میکشد
هوش مصنوعی: در این دنیا، اسرار عمیق عرفان مانند گنجی پنهان هستند و لطف و رحمت معشوق ازلی در زندگی انسان جاری است و از طریق روح و جان او به زندگیش مدد میرساند.
با وجود ملک معنی هر زمان خط عدم
کلک همت بر سواد ملک خاقان میکشد
هوش مصنوعی: با وجودی که در هر زمان وجود پادشاهی را میتوان حس کرد، اما تلاش و آرمانها همچنان بر قلم و نوشتههای آن پادشاه اثر میگذارد و نقش میبندد.
باز بر دیوان بی باکی ذل و جرم من
دست لطف لایزالی کلک غفران میکشد
هوش مصنوعی: بار دیگر بر دفتر بیپروا، ذلت و گناهم را با دست رحمت بیپایانش پاک میکند.
باز از صف نعال پاس فضل لایزال
جان ما را بر سریر صدر انسان میکشد
هوش مصنوعی: همچنانکه مایحتاج و نعمتهای بیپایان همیشه در دسترس است، جان ما را به سمت مقام و ارزش والای انسانی سوق میدهد.
در سرای وصل جانان قاسمی را بار داد
زانکه دیرست او که بر دل بار هجران میکشد
هوش مصنوعی: در فضای دیدار محبوب، قاسمی بار سنگینی را بر دوش دارد، زیرا او مدت طولانی است که بار جدایی را بر دل خود تحمل میکند.