برگردان به زبان ساده
تو آن دری که در عمان نگنجد
تو آن گنجی که در ویران نگنجد
هوش مصنوعی: تو موجود با ارزشی هستی که هیچکس نمیتواند تو را به راحتی در جایی محصور کند، تو آنقدر با ارزش و خاصی که هیچ چیزی نمیتواند تمام زیبایی و عمق وجودت را در مکانهای بیکیفیت و ویران جای دهد.
بیا،ساقی، مرا جامی کرم کن
از آن جامی که در امکان نگنجد
هوش مصنوعی: بیا، ای ساقی، برایم جامی پر از نعمت بیاور که آنقدر خوب است که در هیچ مرزی نمیگنجد.
خدا این عاشقان را همتی داد
که در کیخسرو و خاقان نگنجد
هوش مصنوعی: خدا به این عاشقان اراده و انگیزهای بخشیده که فراتر از قدرت و عظمت پادشاهان بزرگ مانند کیخسرو و خاقان است.
چو روباهست عقل حیله کردار
میان بیشه شیران نگنجد
هوش مصنوعی: عقل و هوش حیلهگری شبیه روباه است و در میانهی جنگل شیران جایی ندارد. این یعنی استفاده از تدبیر و نیرنگ به تنهایی در مقابل قدرت و شجاعت واقعی چندان کارایی ندارد.
بحمدالله بدان یوسف رسیدم
که اندر مصر و در زندان نگنجد
هوش مصنوعی: خدارا شکر که به آن هدف و آرزوی بزرگ رسیدم، که هیچ محدودیتی نمیتواند مانع من شود.
مراسرویست سر سبز و خرامان
که اندر باغ و در بستان نگنجد
هوش مصنوعی: یک گام زن زیبا و سرزنده وجود دارد که در باغ و بستان قابل توصیف نیست.
چو قاسم با وصال یار پیوست
در آنجا قصه دربان نگنجد
هوش مصنوعی: وقتی قاسم به ملاقات یار خود رسید و با او پیوند برقرار کرد، آنجا داستان نگهبان (دربان) نمیتواند جای خود را پیدا کند.