برگردان به زبان ساده
بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
نکوروی و نکوکار و نکونام ست آه از وی
هوش مصنوعی: این جملات به ما میگوید که نباید از کسی که خوب است و کارهای نیک انجام میدهد، انتظار داشته باشیم که همیشه خواستههای ما را برآورده کند. بهعلاوه، اگرچه ممکن است برای ما دلسوزی کند، گاهیاوقات باید با ناامیدی از برخی خواستهها روبهرو شویم.
نگارم ساده و من رند رنگ آمیز رسوایم
چه نقش مدعا بندم بدین روی سیاه از وی
هوش مصنوعی: محبوب من با سادگیاش مرا به اشتباه انداخته است و من با نیرنگ و فریبکاری خودم را در معرض رسوایی قرار دادهام. چگونه میتوانم با این چهرهی تیره و رنگ و لعاب، از خویش دفاع کنم؟
به موج ناله می روبم غبار از دامن زینش
کمین ها دیده ام غافل نیم در صیدگاه از وی
هوش مصنوعی: در دل موجها ناله میزنم و غبار از دامنم میزدایم. در کمینهای زیادی چشم دارم، اما در دام او غافل هستم.
جنون رشک را نازم که چون قاصد روان گردد
دوم بی خویش و گیرم نامه اندر نیمه راه از وی
هوش مصنوعی: من به جنون عشق، که به زیبایی آن حسد میبرم، افتخار میکنم؛ زیرا وقتی پیامآور میآید و بیخود به حرکت درمیآید، من در میانه راه نامهای از او میگیرم.
چه سنجم داوری با سامری سرمایه محبوبی
که باشد چون دل داور زبان دادخواه از وی
هوش مصنوعی: چطور میتوانم داوری را با سامری بسنجیم، وقتی که سرمایهی محبوبی داشته باشم که مانند دل داور باشد و زبانش به درخواست و شکایت پاسخ دهد؟
ز هم دوریم با این مایه نسبت نامرادی بین
شب تاریک از ما باشد و روی چو ماه از وی
هوش مصنوعی: ما از یکدیگر دوریم و این فاصله باعث شده است که در شب تاریک، ما مانند ماه به دور از هم بنظر بیاییم.
شکستن را خدایا هم بدین اندازه قسمت کن
دلی از ما و عهد و طره و طرف کلاه از وی
هوش مصنوعی: خدایا، لطفاً این درد و شکستن را به اندازهای که بتوانیم تحمل کنیم قسمت کن. ما فقط یک دل داریم و یاد و وعدههایی که به او دادهایم و نمادهایی از عشق و وابستگیامان.
بتان را جلوه نازش به وجد آرد شگرفی بین
برهمن باشد اما دیر گردد خانقاه از وی
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز بتان میتواند انسان را به وجد آورد و شگفتزده کند، اما این جذبه و زیبایی در مقابل فضای معنوی خانقاه دیر و کماثر میشود.
شدم غرق شط نظاره و با غیر در تابم
که دانم می تراود دعوی ذوق نگاه از وی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که شخص به شدت مشغول تماشای زیباییها شده و در میان زیباییهای دیگران، شوق و اشتیاقی در دلش بوجود آمده است. او میداند که این احساسات عمیق و شگفتی ناشی از نگاه و زیبایی کسی خاص است که بر او تأثیر گذاشته است.
نگاهش شرمگین باشد چو مژگان سرکش ست آری
فروماند سپه داری که برگردد سپاه از وی
هوش مصنوعی: چشمانش به قدری شرمگین و دلنواز است که مانند مژگانی سرکش میدرخشند. همچنین، اگر کسی از او دور شود، مانند سپهداری است که سپاهش به خاطر او بازمیگردد.
به غالب آشتی کردیم دیگر داوری نبود
گزاف دائمی از ما شراب گاه گاه از وی
هوش مصنوعی: ما به توافق رسیدیم و دیگر نیازی به قضاوت نداشتیم؛ گاهگاهی از او شراب مینوشیدیم.