برگردان به زبان ساده
بتی دارم از اهل دل رم گرفته
به شوخی دل از خویشتن هم گرفته
هوش مصنوعی: من یک دوست دارم که اهل دل و عارف است، به طوری که جدی جدی از زندگی دنیا دوری میکند و با شوخی، دل خود را از خود و از تعلقاتش جدا کرده است.
ز سفاک گفتن چو گل برشکفته
درین شیوه خود را مسلم گرفته
هوش مصنوعی: وقتی از ظالم سخن میگوید، همچون گلی که در حال شکفتن است، به این شیوه خود را ثابت میکند.
رگ غمزه از نبش مژگان گشوده
سر فتنه در زلف پر خم گرفته
هوش مصنوعی: غمزهای که از میان مژگان زیبا میتابد، باعث به وجود آمدن مشکلات و فتنهها در زلفهای پر پیچوخم شده است.
به رخساره عرض گلستان ربوده
به هنگامه عرض جهنم گرفته
هوش مصنوعی: بر چهرهاش زیبایی گلستان را به تصویر کشیده، اما در شرایطی که محنتها و سختیهای جهنم را تجربه میکند.
فسون خوانده و کار عیسی نموده
پری بوده و خاتم از جم گرفته
هوش مصنوعی: پری که سحر و جادو میخوانده، کارهای عیسی را انجام داده و انگشتری از جم (جمی) گرفته است.
ز ناز و ادا تن به معجر نداده
به شرم و حیا رخ ز محرم گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و لحن خاصش، از داشتن حجاب (معجر) خودداری نکرده و با شرم و حیا، چهرهاش را از شخص آشنا پنهان کرده است.
دمش رخنه در زهد یوسف فگنده
غمش گندم از دست آدم گرفته
هوش مصنوعی: جوهر زهد یوسف برای زخمهای دلش، دمی از غم بر دوش گرفته، مانند گندم که از دستان آدم برداشت شده.
گهی طعنه بر لحن مطرب سروده
گهی خرده بر نطق همدم گرفته
هوش مصنوعی: گاهی به صدای نوازندگان خرده میگیرد و گاهی به صحبتهای دوستانش انتقاد میکند.
به بیداد صد کشته بر هم نهاده
به بازیچه صد گونه ماتم گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که به مردم شده، تعداد زیادی جان باختهاند و به همین دلیل مراسم عزاداری و گریههای مختلفی برگزار شده است.
به رویش ز گرمی نگه تاب خورده
به کویش به رفتن صبا دم گرفته
هوش مصنوعی: چشمش به خاطر گرمی نگاهی که دارد، در میان تابش نور خورشید، به سمت کوی او درخشیده و نسیم صبحگاهی در حال وزیدن است.
نیارد ز من هیچگه یاد، هرگز
مگر خوی خاقان اعظم گرفته
هوش مصنوعی: هرگز از من یاد نمیکند، مگر وقتی که ذات پادشاه بزرگ را در خود گرفته باشد.
ظفر کز دم اوست در نکته سنجی
که غالب به آوازه عالم گرفته
هوش مصنوعی: پیروزی ناشی از نفس اوست در دقت نظر، که برتری در میان افراد به خاطر آوازهاش در دنیا به دست آمده است.