برگردان به زبان ساده
جلوه معنی به جیب وهم پنهان کردهایم
یوسفی در چارسوی دهر نقصان کردهایم
هوش مصنوعی: ما زیبایی حقیقت را در ذهن پنهان کردهایم و مانند یوسف، در میان مشکلات و نواقص زندگی خود، تلاش میکنیم تا برتری و زیبایی را نشان دهیم.
پشت بر کوه است طاقت تکیه تا بر رحمت است
کار دشوار است و ما بر خویش آسان کردهایم
هوش مصنوعی: به پشت کوه تکیه دادن مشکل است، اما اگر به رحمت خداوند توجه کنیم، این کار آسانتر میشود. ما برای خود این کار را آسان کردهایم.
رنگها چون شد فراهم مصرفی دیگر نداشت
خلد را نقش و نگار طاق نسیان کردهایم
هوش مصنوعی: زمانی که رنگها در کنار هم قرار میگیرند، دیگر بهشت نیازی به زیبایی و تزیینات ندارد و ما فراموش کردهایم که چه نقش و نگارهایی میتواند داشته باشد.
ناله را از شعله آیین چراغان بستهایم
گریه را از جوش خون تسبیح مرجان کردهایم
هوش مصنوعی: ما صدای ناله را به خاطر نور و روشنایی خاموش کردهایم و اشک را به خاطر شور و هیجان احساسات به زیبایی تبدیل کردهایم.
از شرر گل در گریبان نشاط افگندهاند
خندهها بر فرصت عشرتپرستان کردهایم
هوش مصنوعی: از شوق و لذت ناشی از زیبایی گل، شادیها را در آغوش گرفتهایم و به خاطر فرصتهای خوشی و لذتی که برای خوشگذرانان فراهم شده، لبخند زدهایم.
میگساران قحط و ما بیصبر عشرت مفت کیست؟
باده ما تا کهن گردید ارزان کردهایم
هوش مصنوعی: شرابنوشان کمیاب شدهاند و ما به شدت منتظر لذت و خوشی هستیم. وقتی شراب ما قدیمی و کهنه شد، قیمتش را پایین آوردهایم.
زاهد از ما خوشه تا کی به چشم کم مبین
هی نمیدانی که یک پیمانه نقصان کردهایم
هوش مصنوعی: زاهد، چرا مدام به ما کم توجهی میکنی و فقط به ظاهر نگاه میکنی؟ نمیدانی که ما در حقیقت دچار کمبودهایی هستیم و به اندازه کافی نداریم؟
راز ما از پرده چاک گریبان بازجوی
نامه شوق تو باز از طرف عنوان کردهایم
هوش مصنوعی: راز دل ما را که از پرده بیرون آوردهایم، به تو که همیشه در جستجوی نامههای عشق ما هستی، از همان نقطه، یادآور شدهایم.
حیف باشد خارها در راه مهمان ریختن
با خیالش شکوه از بیداد مژگان کردهایم
هوش مصنوعی: نمیشود که در مسیر مهمان، خار و خاشاک بیندازیم، چرا که این کار با یاد او و زیبایی چشمانش، ناپسند و بیموجب است.
حقشناس صحبت بیتابی پروانهایم
گرچه مشق ناله با مرغ سحرخوان کردهایم
هوش مصنوعی: ما قدردان لحظات بیتابی و شور و شوق هستیم، اگرچه یاد گرفتهایم که با صدای دلانگیز پرنده سحر، گله و شکایت کنیم.
میدهد چشمش به یک پیمانه هر میخوار را
عشوه ساقی به کار کفر و ایمان کردهایم
هوش مصنوعی: چشمش با یک فنجان، به هر مینوشی ناز و کرشمه میآورد؛ ما هم در کار عشق و ایمان مجذوب او شدهایم.
غالب از جوش دم ما تربتش گلپوش باد
پردهساز ظهوری را گلافشان کردهایم
هوش مصنوعی: در اثر جوش و خروش وجود ما، خاکی که در آن هستیم به مانند گلی پوشانده شده و با زیبایی خاصی آن را آراستهایم.