برگردان به زبان ساده
بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم
از خود گذشته و سر راهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما توجه و نگاه او را از خودمان گرفتهایم و به نوعی از خود گذشتهایم تا او را به مسیر خود هدایت کنیم.
دل با حریف ساخته و ما ز سادگی
بر مدعای خویش گواهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: دل با طرفی سازگار شده و ما از سادگی خود بر ادعای او گواهی میدهیم.
آوارگی سپرده به ما قهرمان شوق
ما همتی ز گرد سپاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و شوقی که داریم، بار سختیهای آوارگی را به دوش کشیدهایم و از نیروی ارادهمان استفاده میکنیم تا از این وضعیت عبور کنیم.
از چشم ما خیال تو بیرون نمی رود
گویی به دام تار نگاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: چشممان هرگز از تصور تو خالی نمیشود، انگار که در تارهای نگاهت اسیر شدهایم.
در هر نوردش از دل اغیار محضری ست
صد خرده بر دو زلف سیاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: در هر بار دیدارش از دل دیگران نشانهای از عشق او وجود دارد و ما به خاطر زیباییهای او، صدها دلمشغولی و ناراحتی داریم.
در عرض شوق صرفه نبردیم در وصال
در شکوه های خواه مخواهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: در دل شوق و اشتیاق، برای ملاقات با معشوق، هیچ تلاشی نکردهایم و در عوض، در ستایش خواستههای او غرق شدهایم.
با حسن خویش را چه قدر می توان شکست
عبرت ز حال طرف کلاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: با زیبایی و رفتار خوب خود، چه اندازه میتوان به دیگران درس عبرت داد؛ ما از وضعیت شخصی که کلاهی بر سر دارد، درسهایی آموختهایم.
دیگر ز دام ذوق تماشا نمی رود
در حلقه کشاکش آهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانیم از دلخوشی نگاه کردن لذت ببریم، زیرا در هیاهوی زندگی، دلمان پر از حسرت و آه است.
دلتنگی پریرخ کنعان ز رشک دوست
دانیم ما که در بن چاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما بر این باوریم که دلتنگی معشوق زیبا از حسادت به دوست ناشی میشود، چرا که ما در عمق چاه عشق او اسیر شدهایم.
حرفی مزن ز غالب و رنج گران او
کوهی معارض پر کاهش گرفته ایم
هوش مصنوعی: درباره غالب و مشکلات او صحبت نکنید؛ ما هم اکنون در مقابل کوهی از چالشها و سختیها قرار داریم که به شدت ما را تحت فشار قرار داده است.