برگردان به زبان ساده
بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم
مشرب حق گزیده ایم عیش مغانه کرده ایم
هوش مصنوعی: ما در کنار یا علی، جام می را به راه انداختهایم و از شراب حق بهرهمند شدهایم و به شادی و خوشی مغانه مشغول شدهایم.
در رهت از پگه روان پیشتریم یک قدم
حکم دوگانه داده ای ساز سه گانه کرده ایم
هوش مصنوعی: در مسیر تو، ما به جلو حرکت میکنیم و یک قدم جلوتر هستیم. تو حکمی دوگانه صادر کردهای و ما با هم در حال ساختن چیزی سهگانه هستیم.
بو که به حشو بشنوی قصه ما و مدعی
تازه ز رویداد شهر طرح فسانه کرده ایم
هوش مصنوعی: اگر به داستان ما گوش دهی، متوجه خواهی شد که در پی رویدادهای تازهای که در شهر رخ داده است، ادعای جدیدی را به تصویر کشیدهایم.
رغم رقیب یک طرف کوری چشم خویشتن
ناوک غمزه ترا دیده نشانه کرده ایم
هوش مصنوعی: با وجود رقیب، من فقط به درد دل خودم فکر میکنم و تیر نگاه زیبای تو را هدف قرار دادهام.
باده به وام خورده و زر به قمار باخته
وه که ز هر چه ناسزاست هم به سزا نه کرده ایم
هوش مصنوعی: شراب را به قرض گرفتهایم و طلا را در قمار باختهایم، وای بر ما که از هر چه ناپسند است، هیچ کدام را به حق ادا نکردهایم.
ناله به لب شکسته ایم داغ به دل نهفته ایم
دولتیان ممسکیم زر به خزانه کرده ایم
هوش مصنوعی: ما با دل شکسته و غم سنگینی در دل، به ناله نشستهایم. اما در عین حال، بیرحم و سختگیر هستیم و اموالمان را در خزانه نگه داشتهایم.
تا به چه مایه سر کنیم ناله به عذر بی غمی
از نفس آنچه داشتیم صرف ترانه کرده ایم
هوش مصنوعی: ما تا چه اندازه میتوانیم با درد و نالهی خود کنار بیاییم، در حالی که به خاطر بیمحلیمان، از آنچه داشتیم فقط ترانهای ساختهایم.
خار ز جاده بازچین سنگ به گوشه درفگن
در سر ره گرفتنش ترک بهانه کرده ایم
هوش مصنوعی: تقدیر ما را بر آن داشت تا سنگهای خار را از مسیر برداریم و در ناکجا آباد خود را مجاب کنیم که به دنبال یک بهانه نباشیم.
ناخن غصه تیز شد دل به ستیزه خو گرفت
تا به خود اوفتاده ایم از تو کرانه کرده ایم
هوش مصنوعی: ناخن غصه به اندازهای تیز شده که دل ما به جدال و ستیز گرایش پیدا کرده است، تا جایی که از خود غافل شدهایم و به تو پناه بردهایم.
غالب از آن که خیر و شر جز به قضا نبوده است
کار جهان ز پردلی بی خبرانه کرده ایم
هوش مصنوعی: در این دنیا، همه چیز بر اساس تقدیر و سرنوشت است و ما بدون توجه به این واقعیت، با دلیرانه عمل کردهایم، غافل از این که خیر و شر به قضا و قدر وابستهاند.