برگردان به زبان ساده
بخت در خوابست می خواهم که بیدارش کنم
پاره ای غوغای محشر کو که در کارش کنم؟
هوش مصنوعی: بخت و اقبال خوابند و من میخواهم آنها را بیدار کنم. آیا نشانهای از هیجان و شور و شوق وجود دارد که بتوانم بر این کار پرشور بیفزایم؟
با تو عرض وعده ات حاشا که از ابرام نیست
هر چه می گویی همی خواهم که تکرارش کنم
هوش مصنوعی: من هرگز نسبت به وعدهای که به تو دادهام فراموشکار نیستم و هر چه که میگویی، خودم مایلم آن را دوباره تکرار کنم.
جهان بهایش گفتم و اندر ادایش کاهلم
تا دگر دلسرد زین مشتی خریدارش کنم
هوش مصنوعی: من به جهانی که ارزشش را به او گفتم، بیتوجه هستم و به خاطر اینکه دیگران از این موقعیت ناامید نشوند، در تلاش برای نشان دادن بیاهمیتی آن هستم.
بر لب جویش خرامان کرده شوقم دور نیست
کز هنر چون خود اسیر دام رفتارش کنم
هوش مصنوعی: در کنار جوی آب، با شوق و شوقی به انتظار نشستهام. به نظر میرسد به زودی بتوانم مانند او به دام هنرش گرفتار شوم.
مردم و بر من نبخشود و کنون باز از هوس
امتحان تازه می خواهم که در کارش کنم
هوش مصنوعی: مردم به من رحم نکردند و حالا دوباره بخاطر هوس تجربهای جدید میخواهم که در کارشان دخالت کنم.
راحت خود جستم و رنج فراوان یافتم
مژده دشمن را اگر جهدی در آزارش کنم
هوش مصنوعی: به راحتی به دنبال آسایش خود رفتم، اما با مشکلات زیادی روبرو شدم. اگر بخواهم در آزار دادن دشمن خود تلاشی انجام دهم، او را خوشحال میکنم.
در غمش عمری به سر بردم ز دعوی شرم نیست
فرصتی کو کز وفای خود خبردارش کنم
هوش مصنوعی: در غم او عمری را سپری کردم و اکنون شرمندهام که فرصتی برای نشان دادن وفای خود به او ندارم.
اختلاط شبنم و خورشید تابان دیده ام
جرأتی باید که عرض شوق دیدارش کنم
هوش مصنوعی: من در زندگی، زیبایی و درخشش طبیعی را همانند شبنم و خورشید مشاهده کردهام و برای ابراز احساساتم نسبت به او، به شجاعت و جسارت نیاز دارم.
تا بیاگاهانمت از ناتوانیهای خویش
طاقت یک خلق باید صرف اظهارش کنم
هوش مصنوعی: برای اینکه تواناییها و ضعفهای خود را به تو نشان دهم، باید انرژی و وقت زیادی را صرف بیان آنها کنم.
نکته هایش بی دهن می ریزد از لب غالبا
بی زبان گردم که شرح لطف گفتارش کنم
هوش مصنوعی: نکات و زیباییهای سخنان او طوری است که حتی بدون گفتن، احساس میشود. من معمولاً برای بیان محبتها و خوبیهایش با زبان خاموش میمانم.