برگردان به زبان ساده
بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
با تو زاندیشه چه اندیشه و از باک چه باک؟
هوش مصنوعی: اگر دریا موجهایش را ایجاد کند، چه اهمیتی دارد که در آن زبالههایی نیز وجود داشته باشد؟ در مورد تو و نگرانیهایت چه فکری باید داشته باشم و از چه چیز باید نگران باشم؟
فیض سرگرمی دور قدح می دریاب
برگریزست به دیماه اگر تاک چه باک؟
هوش مصنوعی: این بیت به موضوع لذت بردن از زندگی و غنیمت شمردن لحظات خوش، حتی در شرایط سخت اشاره دارد. در مورد نوشیدن شراب و خوشگذرانی صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر مشکلاتی در پیش باشد، نباید از لذتهای حال غافل شد. به عبارت دیگر، باید از هر فرصتی برای شادی و سرگرمی استفاده کرد، حتی اگر شرایط ظاهراً مناسب نباشد.
وحشتی نیست اگر خانه چراغی دارد
با دل از تیرگی زاویه خاک چه باک؟
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر خانهات یک چراغ دارد، زیرا با دل روشن تنها در تاریکی گوشههای خاک نمیتوانی زندگی کنی.
حاش لله که درین معرکه رسوا گردی
با چنین خستگیم از جگر چاک چه باک؟
هوش مصنوعی: به هیچوجه نمیخواهم که در این نبرد شرمنده شوم، با این حال که از دل شکستهام هیچ ترسی ندارم.
غافل این برق بر اجزای وجودم زده است
مر ترا از نفس گرم اثرناک چه باک؟
هوش مصنوعی: من غافلم که این برق زندگی بر تمام وجودم تاثیر گذاشته است، و تو نیز از نفس گرم من چه نگرانی داری؟
با رضای تو ز ناسازی ایام چه بیم؟
با وفای تو ز بی مهری افلاک چه باک؟
هوش مصنوعی: با محبت و راضی بودن تو، از مشکلات و ناهماهنگیهای زندگی نترسیدم. با وفاداری تو، از بیمحبتیهای جهان نیز نگران نیستم.
هان بگو تا خم زلفت بفشارد دل را
خون صید ار چکد از حلقه فتراک چه باک؟
هوش مصنوعی: بگو تا دلتنگی من بیشتر شود، اگر قرار است خون دلم بریزد از حلقهی زلف تو، چه اهمیت دارد؟
دردم از چاره گریها نپذیرد تسکین
با چنین زهر ز دمسردی تریاک چه باک؟
هوش مصنوعی: درد من به هیچ راه حلی تسکین نمییابد، با وجود اینکه این تریاک که از گزند دمسردی ساخته شده، چه اهمیتی دارد؟
کلک ما تا به کف ماست ز دشمن چه هراس؟
چون فریدون علم آراست ز ضحاک چه باک؟
هوش مصنوعی: هنر و مهارت ما تا زمانی که در دستان خودمان است، از دشمن چه ترسی داریم؟ همانطور که فریدون پرچم را به دوش دارد، از ضحاک نیز هیچ نگران نیستیم.
طبعم از دخل خسان باز نه استد ز سخن
شعله را غالب از آویزش خاشاک چه باک؟
هوش مصنوعی: نفس من از کثافتها دور است و در کلامم شعلهای وجود دارد که نمیگذارم خاشاکها آن را خاموش کنند. بنابراین، از صحبت کردن نمیترسم و باکی ندارم.