برگردان به زبان ساده
به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
تجلی تو به دل همچو می به جام عقیق
هوش مصنوعی: چهرهای که به هم نمیپذیرد، جلوهگری تو در دل همچون شرابی است که در جام عقیق جای دارد.
به راه شوق بر آن آب خون همی گریم
که قطره قطره چو ابرم چکیده از ابریق
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، به خاطر آن آب که رنگ خون دارد، گریه میکنم، چرا که مانند ابر، قطره قطره از ظرف چکیدهام.
به جز دمی نکند خسته ام چو سنگ در آب
هجوم ریزش غمهای سخت و قلب رقیق
هوش مصنوعی: تنها لحظهای احساس خستگی نمیکنم، مانند سنگی در آب که با موجهای غمهای سخت مواجه است و قلبم حساس و آسیبپذیر است.
به هیچ پایه نگشت اضطرار ما زایل
بود ستاره عاشق در اوج دست غریق
هوش مصنوعی: ماهیچههای اضطراب و نگرانی ما هیچگاه از بین نرفتند و همچون ستارهای عاشق در اوج آسمان، احساس غرق شدن در عشق را تجربه میکنیم.
بهانه جوست کرم زانکه در گزارش کار
نبوده حسن عمل بی علاقه توفیق
هوش مصنوعی: بهانهای برای نداشتن موفقیت وجود دارد، زیرا در گزارش کار نشان داده نشده که عمل خوب و مثبت به دلیل بیعلاقگی به دست آمده است.
مرا که ذره لقب داده ای همی رقصم
که نسبتی به زبان تو کرده ام تحقیق
هوش مصنوعی: من که همچون ذرهای هستم، با شادی میرقصم چون نسبت به زبان تو تحقیق و بررسی کردهام.
حدیث تشنگی لب به پیر ره گفتم
ز پاره جگرم در دهن نهاد عقیق
هوش مصنوعی: داستان تشنگی خود را با فردی پیر در میان گذاشتم و او با محبت و لطفش مرا نوازش کرد.
به راه کعبه هلاکم نمی کنی باور
تو ای که بیهده باز آمدی ز بیت عتیق
هوش مصنوعی: دیگر مرا در مسیر کعبه هلاک نکن، ای کسی که بیدلیل به این مکان مقدس بازگشتهای.
ندیده ای به بیابان به زیر خاربنی
شکسته مشربه آب و پاره ای ز سویق
هوش مصنوعی: آیا تا به حال در بیابان، زیر یک درخت خراب، آب و تکهای نان دیدی؟
ترا به پهلوی میخانه جا دهم غالب
به شرط آن که قناعت کنی به بوی رحیق
هوش مصنوعی: من تو را در میخانه جا میدهم، به شرط آن که تنها به بوی خوش شراب راضی باشی و خواستار نوشیدن آن نباشی.